undigests

[ایالات متحده]/[ʌnˈdɪdʒest]/
[بریتانیا]/[ʌnˈdɪdʒest]/

ترجمه

v. نتوانستن جذب کردن؛ نتوانستن چیزی را به خوبی درک یا پذیرفتن.

جملات نمونه

the public undigests the proposed tax increases.

خانواده عمومی به افزایش مالیات پیشنهادی مخالفت می کند.

many voters undigest the politician's shifting stance on the issue.

بیشتر افراد رای دهنده به تغییر موضع سیاستمدار در این مورد مخالفت می کنند.

she undigests the company's decision to outsource production.

او به تصمیم شرکت برای انجام تولید خارج از کارخانه مخالفت می کند.

the community undigests the lack of transparency in the project.

جامعه به عدم شفافیت در پروژه مخالفت می کند.

he undigests the constant delays in the construction project.

او به تاخیر های مکرر در پروژه ساخت مخالفت می کند.

the team undigests the referee's controversial call.

تیم به اعلام قضات مورد جدل مخالفت می کند.

the shareholders undigest the ceo's performance over the last year.

سهامداران به عملکرد مدیرعامل در طول سال گذشته مخالفت می کنند.

the students undigest the new grading policy.

دانشجویان به سیاست امتیاز دهی جدید مخالفت می کنند.

the employees undigest the management's lack of communication.

کارکنان به عدم ارتباط مدیریت مخالفت می کنند.

the customers undigest the poor customer service they received.

مشتریان به خدمات مشتریانی ضعیفی که دریافت کردند مخالفت می کنند.

the board undigests the proposed merger with the rival company.

هیئت مدیره به ادغام پیشنهادی با شرکت رقبا مخالفت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید