unequalize

[ایالات متحده]/ʌnˈiːkwəlaɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈiːkwəlaɪz/

ترجمه

vt. نابرابر یا نابرابر شده را ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

unequalize factors

عدم توازن عوامل

unequalize results

عدم توازن نتایج

unequalize opportunities

عدم توازن فرصت‌ها

unequalize conditions

عدم توازن شرایط

unequalize impacts

عدم توازن تاثیرات

unequalize distributions

عدم توازن توزیع‌ها

unequalize access

عدم توازن دسترسی

unequalize systems

عدم توازن سیستم‌ها

unequalize resources

عدم توازن منابع

unequalize treatment

عدم توازن رفتار

جملات نمونه

efforts to unequalize the resources have sparked controversy.

تلاش‌ها برای نامتوازن کردن منابع باعث ایجاد جنجال شده است.

the government plans to unequalize funding among different regions.

دولت قصد دارد بودجه را در مناطق مختلف نامتوازن کند.

some policies aim to unequalize the distribution of wealth.

برخی سیاست‌ها هدفشان نامتوازن کردن توزیع ثروت است.

unequalize the opportunities for growth and you risk stagnation.

فرصت‌های رشد را نامتوازن کنید و خطر رکود را به جان بگیرید.

to unequalize the system is to invite more challenges.

نامتوازن کردن سیستم به معنای دعوت به چالش‌های بیشتر است.

the decision to unequalize access to healthcare was controversial.

تصمیم برای نامتوازن کردن دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی بحث‌برانگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید