unfinanceable project
غیر قابل تامین مالی
deemed unfinanceable
به عنوان غیر قابل تامین مالی در نظر گرفته شده
declared unfinanceable
به عنوان غیر قابل تامین مالی اعلام شده
proved unfinanceable
غیر قابل تامین مالی بودن آن ثابت شده
unfinanceable scheme
طرح غیر قابل تامین مالی
unfinanceable debt
بدهی غیر قابل تامین مالی
rendered unfinanceable
به غیر قابل تامین مالی تبدیل شده
financially unfinanceable
از نظر مالی غیر قابل تامین مالی
essentially unfinanceable
در اصل غیر قابل تامین مالی
effectively unfinanceable
به طور موثر غیر قابل تامین مالی
the startup's ambitious project proved unfinanceable due to excessive market risks.
پروژه جاهطلبانه این استارتآپ به دلیل ریسکهای بیش از حد بازار قابل تامین مالی نبود.
many developing nations face unfinanceable infrastructure gaps despite growing needs.
بسیاری از کشورهای در حال توسعه با وجود نیازهای رو به رشد، با شکافهای زیرساختی غیرقابل تامین مالی روبرو هستند.
the government declared the mega-project unfinanceable after multiple cost overruns.
پس از افزایش هزینههای متعدد، دولت این پروژه بزرگ را غیرقابل تامین مالی اعلام کرد.
small enterprises frequently encounter unfinanceable expansion opportunities in competitive markets.
مشاغل کوچک به طور مکرر با فرصتهای توسعه غیرقابل تامین مالی در بازارهای رقابتی روبرو میشوند.
investors deemed the proposed acquisition unfinanceable under current economic conditions.
سرمایهگذاران این خرید پیشنهادی را با توجه به شرایط اقتصادی فعلی غیرقابل تامین مالی دانستند.
unfinanceable debt burdens have plagued several emerging economies for decades.
بار بدهیهای غیرقابل تامین مالی دههها است که چندین اقتصاد نوظهور را آزار داده است.
the pharmaceutical startup faced an unfinanceable regulatory hurdle during clinical trials.
شرکت داروسازی با یک مانع قانونی غیرقابل تامین مالی در طول آزمایشهای بالینی روبرو شد.
climate adaptation strategies remain largely unfinanceable for vulnerable coastal communities.
استراتژیهای سازگاری با آب و هوا عمدتاً برای جوامع ساحلی آسیبپذیر غیرقابل تامین مالی باقی میمانند.
the cross-border merger became unfinanceable after new trade barriers emerged.
ادغام فرامرزی پس از ظهور موانع تجاری جدید غیرقابل تامین مالی شد.
scientists determined that the proposed carbon capture technology was currently unfinanceable.
دانشمندان متوجه شدند که فناوری جذب کربن پیشنهادی در حال حاضر غیرقابل تامین مالی است.
rapidly rising housing costs have created unfinanceable situations for low-income families.
افزایش سریع هزینههای مسکن، شرایط غیرقابل تامین مالی را برای خانوادههای کمدرآمد ایجاد کرده است.
the city council officially labeled the downtown redevelopment plan unfinanceable.
شورای شهر رسماً طرح بازسازی مرکز شهر را غیرقابل تامین مالی نامید.
healthcare reforms remain unfinanceable without substantial government subsidies and support.
اصلاحات بهداشتی بدون یارانهها و حمایتهای دولت قابل تامین مالی نیستند.
the entrepreneur discovered that his innovative product was commercially unfinanceable.
کارآفرین متوجه شد که محصول نوآورانه او از نظر تجاری غیرقابل تامین مالی است.
unfinanceable project
غیر قابل تامین مالی
deemed unfinanceable
به عنوان غیر قابل تامین مالی در نظر گرفته شده
declared unfinanceable
به عنوان غیر قابل تامین مالی اعلام شده
proved unfinanceable
غیر قابل تامین مالی بودن آن ثابت شده
unfinanceable scheme
طرح غیر قابل تامین مالی
unfinanceable debt
بدهی غیر قابل تامین مالی
rendered unfinanceable
به غیر قابل تامین مالی تبدیل شده
financially unfinanceable
از نظر مالی غیر قابل تامین مالی
essentially unfinanceable
در اصل غیر قابل تامین مالی
effectively unfinanceable
به طور موثر غیر قابل تامین مالی
the startup's ambitious project proved unfinanceable due to excessive market risks.
پروژه جاهطلبانه این استارتآپ به دلیل ریسکهای بیش از حد بازار قابل تامین مالی نبود.
many developing nations face unfinanceable infrastructure gaps despite growing needs.
بسیاری از کشورهای در حال توسعه با وجود نیازهای رو به رشد، با شکافهای زیرساختی غیرقابل تامین مالی روبرو هستند.
the government declared the mega-project unfinanceable after multiple cost overruns.
پس از افزایش هزینههای متعدد، دولت این پروژه بزرگ را غیرقابل تامین مالی اعلام کرد.
small enterprises frequently encounter unfinanceable expansion opportunities in competitive markets.
مشاغل کوچک به طور مکرر با فرصتهای توسعه غیرقابل تامین مالی در بازارهای رقابتی روبرو میشوند.
investors deemed the proposed acquisition unfinanceable under current economic conditions.
سرمایهگذاران این خرید پیشنهادی را با توجه به شرایط اقتصادی فعلی غیرقابل تامین مالی دانستند.
unfinanceable debt burdens have plagued several emerging economies for decades.
بار بدهیهای غیرقابل تامین مالی دههها است که چندین اقتصاد نوظهور را آزار داده است.
the pharmaceutical startup faced an unfinanceable regulatory hurdle during clinical trials.
شرکت داروسازی با یک مانع قانونی غیرقابل تامین مالی در طول آزمایشهای بالینی روبرو شد.
climate adaptation strategies remain largely unfinanceable for vulnerable coastal communities.
استراتژیهای سازگاری با آب و هوا عمدتاً برای جوامع ساحلی آسیبپذیر غیرقابل تامین مالی باقی میمانند.
the cross-border merger became unfinanceable after new trade barriers emerged.
ادغام فرامرزی پس از ظهور موانع تجاری جدید غیرقابل تامین مالی شد.
scientists determined that the proposed carbon capture technology was currently unfinanceable.
دانشمندان متوجه شدند که فناوری جذب کربن پیشنهادی در حال حاضر غیرقابل تامین مالی است.
rapidly rising housing costs have created unfinanceable situations for low-income families.
افزایش سریع هزینههای مسکن، شرایط غیرقابل تامین مالی را برای خانوادههای کمدرآمد ایجاد کرده است.
the city council officially labeled the downtown redevelopment plan unfinanceable.
شورای شهر رسماً طرح بازسازی مرکز شهر را غیرقابل تامین مالی نامید.
healthcare reforms remain unfinanceable without substantial government subsidies and support.
اصلاحات بهداشتی بدون یارانهها و حمایتهای دولت قابل تامین مالی نیستند.
the entrepreneur discovered that his innovative product was commercially unfinanceable.
کارآفرین متوجه شد که محصول نوآورانه او از نظر تجاری غیرقابل تامین مالی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید