unfoldings

[ایالات متحده]/ʌn'fəuldiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گسترش، عقب‌نشینی چین‌ها؛ تکامل.

جملات نمونه

there was a fascinating scene unfolding before me.

صحنه ای جذاب در مقابل من در حال شکل گیری بود.

Conclusions: Unfolding approach of earlap is ideal for modern aural surgery.

نتیجه‌گیری: رویکرد باز شدن گوش (earlap) برای جراحی‌های مدرن شنوایی ایده‌آل است.

Results The results showed that the colorectal cancer cells had swollen and vacuolated mitochondria with disarrangement and unfolding of cristae.

نتایج نشان دادند که سلول‌های سرطان روده بزرگ دارای میتوکندری‌های متورم و حاوی حباب با بی‌نظمی و تا شدن کرستاها هستند.

The unfolding events caught everyone by surprise.

وقایع در حال آشکار شدن، همه را غافلگیر کرد.

She sat by the window, watching the unfolding drama outside.

او کنار پنجره نشست و نمایشنامه در حال وقوع را بیرون تماشا کرد.

The unfolding of a flower is a beautiful process.

باز شدن یک گل یک فرآیند زیبا است.

The detective carefully studied the unfolding clues.

مامور پلیس با دقت سرنخ‌های در حال آشکار شدن را بررسی کرد.

The unfolding story kept me on the edge of my seat.

داستان در حال وقوع مرا در لبه صندلی‌ام نگه داشت.

The unfolding of the map revealed hidden treasures.

باز شدن نقشه گنج‌های پنهان را نشان داد.

The unfolding mystery kept everyone guessing.

معمای در حال آشکار شدن همه را حدس زننده کرد.

The unfolding situation required immediate action.

وضعیت در حال وقوع نیاز به اقدام فوری داشت.

The unfolding consequences of his actions were severe.

پیامدهای در حال وقوع اقدامات او شدید بود.

The unfolding of technology has changed our lives in many ways.

تکامل فناوری زندگی ما را به روش‌های مختلف تغییر داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید