ungathered

[ایالات متحده]/ʌnˈɡæðəd/
[بریتانیا]/ʌnˈɡæðərd/

ترجمه

adj. جمع‌آوری نشده یا مونتاژ نشده

عبارات و ترکیب‌ها

ungathered thoughts

نگفته‌های جمع‌آوری‌نشده

ungathered resources

منابع جمع‌آوری‌نشده

ungathered data

اطلاعات جمع‌آوری‌نشده

ungathered evidence

دلایل جمع‌آوری‌نشده

ungathered items

اشیای جمع‌آوری‌نشده

ungathered opinions

نظرات جمع‌آوری‌نشده

ungathered information

اطلاعات جمع‌آوری‌نشده

ungathered fragments

قطعات جمع‌آوری‌نشده

ungathered experiences

تجربه‌های جمع‌آوری‌نشده

ungathered memories

خاطرات جمع‌آوری‌نشده

جملات نمونه

the ungathered fruits fell to the ground.

میوه‌های جمع‌آوری‌نشده روی زمین افتادند.

many ungathered leaves covered the garden.

برگ‌های زیادی که جمع‌آوری نشده بودند، باغ را پوشاندند.

he left the ungathered papers on his desk.

او کاغذهای جمع‌آوری‌نشده را روی میزش گذاشت.

the ungathered data needs to be analyzed.

داده‌های جمع‌آوری‌نشده نیاز به تجزیه و تحلیل دارند.

they found ungathered materials in the workshop.

آنها مواد جمع‌آوری‌نشده را در کارگاه پیدا کردند.

the ungathered thoughts in her mind were overwhelming.

افکار جمع‌آوری‌نشده در ذهن او طاقت‌فرسا بودند.

some ungathered memories lingered in his heart.

برخی خاطرات جمع‌آوری‌نشده در قلب او ماندگار بودند.

the ungathered evidence could change the case.

شواهد جمع‌آوری‌نشده می‌توانست روند پرونده را تغییر دهد.

she felt the weight of ungathered responsibilities.

او سنگینی مسئولیت‌های جمع‌آوری‌نشده را احساس کرد.

they decided to collect the ungathered resources.

آنها تصمیم گرفتند منابع جمع‌آوری‌نشده را جمع‌آوری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید