unibody

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪbɒdi/
[بریتانیا]/ˈjunɪˌbɑdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختار بدنه یکپارچه از یک وسیله نقلیه؛ یک وسیله نقلیه با ساختار بدنه یکپارچه

عبارات و ترکیب‌ها

unibody design

طراحی بدنه یکپارچه

unibody construction

ساختمان یکپارچه

unibody chassis

شاسی یکپارچه

unibody frame

قاب یکپارچه

unibody laptop

لپ‌تاپ یکپارچه

unibody housing

محفظه یکپارچه

unibody vehicle

خودروی یکپارچه

unibody smartphone

گوشی هوشمند یکپارچه

unibody tablet

تبلت یکپارچه

unibody shell

بدنه یکپارچه

جملات نمونه

the new smartphone features a sleek unibody design.

گوشی هوشمند جدید دارای طراحی یکپارچه و شیک است.

unibody construction enhances the durability of the laptop.

ساختار یکپارچه دوام لپ تاپ را افزایش می دهد.

many modern cars use unibody frames for better safety.

بسیاری از خودروهای مدرن از فریم های یکپارچه برای ایمنی بیشتر استفاده می کنند.

the unibody design allows for a lighter and thinner tablet.

طراحی یکپارچه به یک تبلت سبک تر و نازک تر اجازه می دهد.

unibody construction can reduce the number of parts needed.

ساختار یکپارچه می تواند تعداد قطعات مورد نیاز را کاهش دهد.

they praised the unibody design for its aesthetic appeal.

آنها طراحی یکپارچه را به دلیل جذابیت زیبایی شناختی آن تحسین کردند.

the unibody chassis provides a solid feel to the device.

شاسی یکپارچه باعث ایجاد حس محکمی در دستگاه می شود.

unibody construction can lead to better thermal performance.

ساختار یکپارچه می تواند منجر به عملکرد حرارتی بهتر شود.

many manufacturers are shifting to unibody designs for efficiency.

بسیاری از تولیدکنندگان به دلیل کارایی به سمت طراحی های یکپارچه در حال تغییر هستند.

the unibody smartphone is more resistant to bending.

گوشی هوشمند یکپارچه بیشتر در برابر خم شدن مقاوم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید