uninformative

[ایالات متحده]/ʌnɪn'fɔːmətɪv/
[بریتانیا]/ˌʌnɪn'fɔrmətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اطلاعاتی ارائه نمی‌دهد، دانش را بهبود نمی‌بخشد، تجربه را غنی نمی‌کند.

جملات نمونه

The presentation was uninformative and lacked any valuable insights.

ارائه غیر آموزنده بود و فاقد هرگونه بینش ارزشمند بود.

The uninformative article failed to provide any useful details.

مقاله غیر آموزنده نتوانست جزئیات مفیدی ارائه دهد.

The survey results were uninformative and did not shed light on the issue.

نتایج نظرسنجی غیر آموزنده بود و هیچ نوری بر روی موضوع نتاباند.

The uninformative response left us with more questions than answers.

پاسخ غیر آموزنده ما را با سوالات بیشتری نسبت به پاسخ‌ها رها کرد.

The uninformative email did not address any of our concerns.

ایمیل غیر آموزنده به هیچ یک از نگرانی های ما رسیدگی نکرد.

The uninformative meeting left everyone confused and uncertain about the next steps.

جلسه غیر آموزنده همه را سردرگم و مردد در مورد مراحل بعدی کرد.

The uninformative website failed to provide clear instructions on how to use the product.

وب سایت غیر آموزنده نتوانست دستورالعمل های واضحی در مورد نحوه استفاده از محصول ارائه دهد.

The uninformative report lacked crucial data and analysis.

گزارش غیر آموزنده فاقد داده ها و تحلیل های حیاتی بود.

The uninformative response from customer service did not address my issue.

پاسخ غیر آموزنده از خدمات مشتری به مشکل من رسیدگی نکرد.

The uninformative presentation left the audience feeling unsatisfied and confused.

ارائه غیر آموزنده باعث شد مخاطبان احساس نارضایتی و سردرگمی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید