unleashes

[ایالات متحده]/ʌnˈliːʃɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈliːʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد می‌کند (احساسات، قدرت و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

unleashes creativity

آزاد کننده خلاقیت

unleashes potential

آزاد کننده پتانسیل

unleashes power

آزاد کننده قدرت

unleashes energy

آزاد کننده انرژی

unleashes innovation

آزاد کننده نوآوری

unleashes passion

آزاد کننده اشتیاق

unleashes talent

آزاد کننده استعداد

unleashes imagination

آزاد کننده تخیل

unleashes ideas

آزاد کننده ایده ها

unleashes change

آزاد کننده تغییر

جملات نمونه

the new policy unleashes creativity among employees.

سیاست جدید، خلاقیت را در میان کارمندان تقویت می‌کند.

her speech unleashes a wave of enthusiasm in the crowd.

سخنرانی او، موجی از اشتیاق را در میان جمعیت ایجاد می‌کند.

the storm unleashes powerful winds and heavy rain.

طوفان، بادهای شدید و باران‌های سنگین را آزاد می‌کند.

the new software unleashes the potential of data analysis.

نرم‌افزار جدید، پتانسیل تجزیه و تحلیل داده‌ها را آزاد می‌کند.

his actions unleash a series of unexpected consequences.

اقدامات او، مجموعه‌ای از عواقب غیرمنتظره را آزاد می‌کند.

the artist unleashes her emotions through her paintings.

هنرمند، احساسات خود را از طریق نقاشی‌هایش آزاد می‌کند.

the athlete unleashes his full potential during the competition.

ورزشکار، تمام پتانسیل خود را در طول مسابقه آزاد می‌کند.

the discovery unleashes new possibilities for scientific research.

کشف، امکانات جدیدی برای تحقیقات علمی آزاد می‌کند.

the documentary unleashes a discussion on climate change.

مستند، بحثی در مورد تغییرات آب و هوا را آزاد می‌کند.

education unleashes the power of knowledge in society.

آموزش، قدرت دانش را در جامعه آزاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید