unpleasingnesses

[ایالات متحده]/ˌʌnˈpliːzɪŋnəsɪz/
[بریتانیا]/ˌʌnˈpliːzɪŋnəsɪz/

ترجمه

n. صورت جمع unpleasingness؛ کیفیت یا حالت بودن ناخوشایند؛ ویژگی‌های یا نمونه‌های ناخوشایند.

جملات نمونه

the various unpleasingnesses of the old building became apparent during the tour.

ناراحتی‌های مختلف ساختمان قدیمی در طول گردش آشکار شد.

she catalogued the unpleasingnesses she encountered in the novel.

او ناراحتی‌هایی که در رمان مواجه شد را دسته‌بندی کرد.

the unpleasingnesses of his behavior were difficult to overlook.

ناراحتی‌های رفتار او دشوار بود تا غافل شوی.

we discussed the unpleasingnesses of the proposal at length.

ما ناراحتی‌های پیشنهاد را به طولانی‌ترین ممکن بحث کردیم.

the report highlighted several unpleasingnesses in the system.

گزارش چند ناراحتی در سیستم را تاکید کرد.

his speech contained multiple unpleasingnesses that offended the audience.

خطابه‌اش چند ناراحتی داشت که مخاطبین را ناراحت کرد.

the unpleasingnesses of city life include noise and pollution.

ناراحتی‌های زندگی شهری شامل سر و صدا و آلودگی هستند.

they identified the unpleasingnesses and promised to address them.

آن‌ها ناراحتی‌ها را شناسایی کردند و قول دادند که آن‌ها را برطرف کنند.

the unpleasingnesses in her writing style needed editing.

ناراحتی‌های در سبک نویسندگی او نیاز به ویرایش داشت.

despite the unpleasingnesses, the project moved forward.

هر چند ناراحتی‌ها وجود داشت، پروژه به جلو حرکت کرد.

the menu's unpleasingnesses discouraged customers from returning.

ناراحتی‌های منو باعث شد که مشتریان از بازگشت خودداری کنند.

she documented every unpleasingness in the contract carefully.

او هر ناراحتی در قرارداد را با دقت ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید