offensiveness

[ایالات متحده]/əˈfɛnsɪvnəs/
[بریتانیا]/əˈfɛnsɪvnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت توهین‌آمیز بودن یا ایجاد نارضایتی؛ چیزی که توهین‌آمیز یا ناخوشایند است؛ عمل حمله یا تجاوز

عبارات و ترکیب‌ها

offensiveness scale

مقیاس توهین

offensiveness index

شاخص توهین

offensiveness threshold

حد توهین

offensiveness level

سطح توهین

offensiveness rating

رتبه‌بندی توهین

offensiveness test

آزمون توهین

offensiveness criteria

معیارهای توهین

offensiveness detection

تشخیص توهین

offensiveness policy

سیاست توهین

offensiveness analysis

تجزیه و تحلیل توهین

جملات نمونه

the offensiveness of the comments shocked everyone.

اظهارات زننده، همه را شوکه کرد.

addressing the offensiveness in his speech was crucial.

پرداختن به زننده بودن در سخنرانی او بسیار مهم بود.

she apologized for the offensiveness of her joke.

او برای زننده بودن شوخی‌اش عذرخواهی کرد.

the offensiveness of the advertisement led to public outcry.

زننده بودن تبلیغات منجر به خشم عمومی شد.

they discussed the offensiveness of certain stereotypes.

آنها در مورد زننده بودن برخی از کلیشه‌ها بحث کردند.

understanding the offensiveness of language is important.

درک زننده بودن زبان مهم است.

the offensiveness of his behavior was undeniable.

زننده بودن رفتار او غیرقابل انکار بود.

critics highlighted the offensiveness of the film's content.

منتقدان به زننده بودن محتوای فیلم اشاره کردند.

there was a debate about the offensiveness of the term.

بحثی در مورد زننده بودن این اصطلاح وجود داشت.

many were offended by the offensiveness of the remarks.

بسیاری از افراد از زننده بودن این نظرات ناراحت شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید