unquantifiable

[ایالات متحده]/ʌn'kwɒntɪfaɪəb(ə)l/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل اندازه‌گیری یا کمی‌سازی

جملات نمونه

Researchers can precisely measure previously unquantifiable aspects of pitching—everything from the angular velocity of the arm at the shoulder joint to tension on the knees and elbows.

محققان می‌توانند به طور دقیق جنبه‌هایی از پرتاب را که قبلاً قابل اندازه‌گیری نبوده‌اند، اندازه‌گیری کنند - همه چیز از سرعت زاویه‌ای بازو در مفصل شانه گرفته تا کشش روی زانوها و آرنج‌ها.

The impact of art on society is unquantifiable.

تاثیر هنر بر جامعه غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

The value of friendship is unquantifiable.

ارزش دوستی غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

There is an unquantifiable amount of love in the world.

میزان غیرقابل‌اندازه‌گیری‌ای از عشق در جهان وجود دارد.

The beauty of nature is unquantifiable.

زیبایی طبیعت غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

The importance of education is unquantifiable.

اهمیت آموزش غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

The impact of kindness is unquantifiable.

تاثیر مهربانی غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

The depth of human emotions is unquantifiable.

عمق احساسات انسانی غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

The significance of cultural heritage is unquantifiable.

اهمیت میراث فرهنگی غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

The power of music to heal is unquantifiable.

قدرت موسیقی برای التیام بخشیدن غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

The joy of helping others is unquantifiable.

شادی کمک به دیگران غیرقابل‌اندازه‌گیری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید