unsalableness

[ایالات متحده]/ʌnˈsæl.ə.bəl.nəs/
[بریتانیا]/ʌnˈsæl.ə.bəl.nəs/

ترجمه

n. کیفیت غیرقابل فروش بودن

عبارات و ترکیب‌ها

unsalableness factor

عامل نامناسب بودن

unsalableness issue

مشکل نامناسب بودن

unsalableness concern

نگرانی در مورد عدم توانایی

unsalableness assessment

ارزیابی عدم توانایی

unsalableness criteria

معیارهای عدم توانایی

unsalableness warning

هشدار عدم توانایی

unsalableness rating

امتیاز عدم توانایی

unsalableness analysis

تجزیه و تحلیل عدم توانایی

unsalableness report

گزارش عدم توانایی

unsalableness evaluation

ارزیابی عدم توانایی

جملات نمونه

the unsalableness of the land made it difficult to farm.

ناقابل بودن زمین باعث شد کشاورزی دشوار باشد.

his unsalableness as a candidate was evident during the debate.

ناقابل بودن او به عنوان یک نامزد در طول بحث آشکار بود.

they discussed the unsalableness of the project due to budget constraints.

آنها درباره نایافتنی بودن پروژه به دلیل محدودیت‌های بودجه بحث کردند.

her unsalableness in the role led to her being replaced.

ناقابل بودن او در این نقش منجر به جایگزینی او شد.

many factors contributed to the unsalableness of the proposal.

عوامل متعددی در نایافتنی بودن پیشنهاد نقش داشتند.

the unsalableness of the materials used raised concerns.

ناقابل بودن مصالح استفاده شده نگرانی ایجاد کرد.

experts warned about the unsalableness of the design.

متخصصان درباره نایافتنی بودن طراحی هشدار دادند.

they faced challenges due to the unsalableness of the environment.

آنها به دلیل نایافتنی بودن محیط با چالش‌هایی روبرو شدند.

the unsalableness of the situation required immediate action.

ناقابل بودن وضعیت نیاز به اقدام فوری داشت.

her unsalableness in the task was a surprise to everyone.

ناقابل بودن او در این کار برای همه غیرمنتظره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید