salability

[ایالات متحده]/ˈseɪləˌbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˈseɪləˌbɪlɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قابلیت فروش; قابلیت بازار یابی; میزان قابل فروش بودن کالاها; عمل فروش

عبارات و ترکیب‌ها

high salability

امکان مقیاس‌پذیری بالا

market salability

بازارپذیری

product salability

بازارپذیری محصول

salability issues

مشکلات بازاریابی

salability factors

عوامل بازاریابی

assess salability

ارزیابی بازاریابی

increase salability

افزایش بازاریابی

evaluate salability

ارزیابی بازاریابی

salability analysis

تجزیه و تحلیل بازاریابی

salability report

گزارش بازاریابی

جملات نمونه

the salability of the product depends on market trends.

فروش‌پذیری محصول به روند بازار بستگی دارد.

improving the salability of our services is crucial for growth.

بهبود فروش‌پذیری خدمات ما برای رشد بسیار مهم است.

salability can be enhanced through effective marketing strategies.

می‌توان با استفاده از استراتژی‌های بازاریابی موثر، فروش‌پذیری را افزایش داد.

understanding customer preferences boosts the salability of products.

درک ترجیحات مشتریان، باعث افزایش فروش‌پذیری محصولات می‌شود.

the salability of real estate varies by location.

فروش‌پذیری املاک با توجه به مکان متفاوت است.

we need to assess the salability of this new line of clothing.

ما باید فروش‌پذیری این خط جدید لباس را ارزیابی کنیم.

seasonal changes can affect the salability of certain items.

تغییرات فصلی می‌تواند بر فروش‌پذیری اقلام خاص تأثیر بگذارد.

the salability of our products is influenced by competition.

فروش‌پذیری محصولات ما تحت تأثیر رقابت قرار دارد.

market research is essential for determining salability.

تحقیقات بازار برای تعیین فروش‌پذیری ضروری است.

high quality often leads to better salability.

کیفیت بالا اغلب منجر به فروش‌پذیری بهتر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید