salable

[ایالات متحده]/ˈseɪləbəl/
[بریتانیا]/ˈseɪləbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب برای فروش؛ قابل فروش؛ قادر به فروش؛ دارای بازار آماده

عبارات و ترکیب‌ها

salable goods

کالا‌های قابل فروش

salable products

محصولات قابل فروش

salable items

اقلام قابل فروش

salable assets

دارایی‌های قابل فروش

salable services

خدمات قابل فروش

salable inventory

موجودی قابل فروش

salable property

املاک قابل فروش

salable merchandise

کالاهای قابل فروش

salable designs

طرح‌های قابل فروش

salable concepts

مفاهیم قابل فروش

جملات نمونه

the new product is highly salable in the current market.

محصول جدید به شدت قابل فروش در بازار فعلی است.

we need to find a more salable design for our merchandise.

ما باید یک طرح قابل فروش تر برای کالاهای خود پیدا کنیم.

her skills make her a salable candidate in the job market.

مهارت‌های او باعث می‌شود او یک گزینه قابل فروش در بازار کار باشد.

the salable features of the car attracted many buyers.

ویژگی‌های قابل فروش خودرو باعث جذب بسیاری از خریداران شد.

they are working on making their services more salable.

آنها در حال تلاش برای افزایش قابلیت فروش خدمات خود هستند.

the salable nature of the book led to multiple reprints.

طبیعت قابل فروش کتاب منجر به چاپ مجدد متعدد شد.

understanding trends can help create more salable products.

درک روندها می‌تواند به ایجاد محصولات قابل فروش‌تر کمک کند.

investors are looking for salable assets to enhance their portfolios.

سرمایه‌گذاران به دنبال دارایی‌های قابل فروش برای افزایش سبد دارایی‌های خود هستند.

the marketing team focused on making the campaign salable.

گروه بازاریابی بر افزایش قابلیت فروش کمپین تمرکز کرد.

her experience in sales made her a salable employee.

تجربه او در فروش باعث شد او یک کارمند قابل فروش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید