unsays

[ایالات متحده]/ʌnˈseɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈseɪz/

ترجمه

v. لغو کردن، پس گرفتن، یا عقب نشینی کردن از چیزی که قبلاً گفته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

unsays the truth

حقیقت را انکار می‌کند

unsays their words

کلمات آنها را انکار می‌کند

unsays what matters

آنچه مهم است را انکار می‌کند

unsays the past

گذشته را انکار می‌کند

unsays the promise

وعده را انکار می‌کند

unsays the agreement

توافق را انکار می‌کند

unsays the feelings

احساسات را انکار می‌کند

unsays the decision

تصمیم را انکار می‌کند

unsays the claim

ادعا را انکار می‌کند

unsays the statement

بیانیه را انکار می‌کند

جملات نمونه

what he unsays can be just as important as what he says.

آنچه او نمی‌گوید می‌تواند به اندازه آنچه می‌گوید مهم باشد.

she unsays her previous statement about the project.

او بیانیه قبلی خود در مورد پروژه را پس می‌گیرد.

sometimes, what a politician unsays can lead to controversy.

گاهی اوقات، آنچه یک سیاستمدار نمی‌گوید می‌تواند منجر به جنجال شود.

he often unsays things in the heat of the moment.

او اغلب در اوج خشم چیزها را پس می‌گیرد.

when she unsays her promise, it causes disappointment.

وقتی او وعده خود را پس می‌گیرد، باعث ناامیدی می‌شود.

his ability to unsay hurtful comments is admirable.

توانایی او در پس گرفتن نظرات آسیب‌رسان قابل تحسین است.

to unsay something is sometimes necessary for peace.

گاهی اوقات برای صلح لازم است که چیزی را پس بگیریم.

she realized she had to unsay her harsh words.

او متوجه شد که باید کلمات تند خود را پس بگیرد.

he wishes he could unsay the things he shouted in anger.

او آرزو می‌کند می‌توانست چیزهایی را که با خشم فریاد زد پس بگیرد.

it’s not easy to unsay something once it’s been said.

پس گرفتن چیزی پس از گفتن آن آسان نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید