unseats

[ایالات متحده]/ʌnˈsiːts/
[بریتانیا]/ʌnˈsiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پرتاب کردن (یک سوارکار) از روی اسب؛ محروم کردن (یک عضو) از یک صندلی؛ حذف کردن از یک موقعیت؛ رد صلاحیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unseats the leader

سرنگون کردن رهبر

unseats the champion

سرنگون کردن قهرمان

unseats the incumbent

سرنگون کردن مسئول فعلی

unseats the rival

سرنگون کردن رقیب

unseats the favorite

سرنگون کردن مورد علاقه

unseats the authority

سرنگون کردن قدرت

unseats the opponent

سرنگون کردن حریف

unseats the power

سرنگون کردن قدرت

unseats the regime

سرنگون کردن رژیم

unseats the position

سرنگون کردن سمت

جملات نمونه

the sudden storm unseats the champion from their throne.

طوفان ناگهانی، قهرمان را از جایگاهش سرنگون می‌کند.

a new candidate unseats the incumbent in the election.

یک نامزد جدید، سیاستمدار فعلی را در انتخابات سرنگون می‌کند.

the unexpected news unseats her from her position of power.

این خبر غیرمنتظره، او را از جایگاه قدرت‌اش سرنگون می‌کند.

the fierce competition unseats many established brands.

رقابت شدید، بسیاری از برندهای شناخته شده را سرنگون می‌کند.

his strong performance unseats the previous record holder.

عملکرد قوی او، رکورددار قبلی را سرنگون می‌کند.

the new policy unseats traditional methods of teaching.

سیاست جدید، روش‌های سنتی آموزش را سرنگون می‌کند.

the scandal unseats the long-standing leader of the organization.

رسوایی، رهبر بلند پایه سازمان را سرنگون می‌کند.

a powerful speech unseats the doubts in her mind.

یک سخنرانی قدرتمند، تردیدها را در ذهن او سرنگون می‌کند.

the merger unseats several key executives in the company.

ادغام، چندین مدیر اجرایی کلیدی در شرکت را سرنگون می‌کند.

change in public opinion unseats the previously popular policies.

تغییر در نظر عمومی، سیاست‌های محبوب قبلی را سرنگون می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید