social unsociability
بیاحتمال بودن اجتماعی
extreme unsociability
بیاحتمال بودن شدید
chronic unsociability
بیاحتمال بودن مزمن
voluntary unsociability
بیاحتمال بودن داوطلبانه
personal unsociability
بیاحتمال بودن شخصی
socially unsociability
بیاحتمال بودن به صورت اجتماعی
unsociability traits
ویژگیهای بیاحتمال بودن
unsociability issues
مشکلات بیاحتمال بودن
unsociability behavior
رفتار بیاحتمال بودن
unsociability patterns
الگوهای بیاحتمال بودن
his unsociability made it difficult for him to make friends.
به دلیل بیروحیتی او، دوست پیدا کردن برایش دشوار بود.
her unsociability is often mistaken for shyness.
بیروحیتی او اغلب با خجالت اشتباه گرفته میشود.
unsociability can lead to feelings of loneliness.
بیروحیتی میتواند منجر به احساس تنهایی شود.
he prefers solitude due to his unsociability.
به دلیل بیروحیتیاش، او ترجیح میدهد در تنهایی بماند.
his unsociability was evident at the party.
بیروحیتی او در مهمانی کاملاً آشکار بود.
she struggles with her unsociability in social settings.
او در موقعیتهای اجتماعی با بیروحیتی خود دست و پنجه نرم میکند.
unsociability can sometimes be a protective mechanism.
بیروحیتی گاهی اوقات میتواند یک مکانیسم دفاعی باشد.
his unsociability has affected his career opportunities.
بیروحیتی او بر فرصتهای شغلیاش تأثیر گذاشته است.
overcoming unsociability requires effort and practice.
غلبه بر بیروحیتی نیاز به تلاش و تمرین دارد.
they noticed her unsociability during group activities.
آنها بیروحیتی او را در فعالیتهای گروهی متوجه شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید