extroversion

[ایالات متحده]/ˌɛkstrəʊˈvɜːʃən/
[بریتانیا]/ˌɛkstroʊˈvɜrʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت برون‌گرایی و اعتماد به نفس اجتماعی؛ حالت برون‌گرا بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high extroversion

برونگرایی بالا

extroversion traits

ویژگی‌های برونگرایی

extroversion scale

مقیاس برونگرایی

extroversion personality

شخصیت برون‌گرا

extroversion index

شاخص برونگرایی

extroversion level

سطح برونگرایی

extroversion measure

اندازه گیری برونگرایی

extroversion style

سبک برونگرایی

extroversion factor

عامل برونگرایی

extroversion spectrum

طیف برونگرایی

جملات نمونه

her extroversion makes her the life of the party.

برونگرایی او باعث می‌شود در مهمانی‌ها روح زندگی باشد.

extroversion is often linked to strong social skills.

برونگرایی اغلب با مهارت‌های اجتماعی قوی مرتبط است.

people with high extroversion tend to seek out social interactions.

افرادی که سطح برونگرایی بالایی دارند، تمایل دارند به دنبال تعاملات اجتماعی باشند.

his extroversion helps him make friends easily.

برونگرایی او به او کمک می‌کند به راحتی دوست پیدا کند.

extroversion can be an advantage in networking situations.

برونگرایی می‌تواند در موقعیت‌های شبکه‌سازی یک مزیت باشد.

she embraces her extroversion and enjoys meeting new people.

او از برونگرایی خود استقبال می‌کند و از ملاقات با افراد جدید لذت می‌برد.

extroversion can influence career choices, especially in sales.

برونگرایی می‌تواند بر انتخاب‌های شغلی تأثیر بگذارد، به خصوص در زمینه فروش.

his extroversion often leads him to leadership roles.

برونگرایی او اغلب او را به سمت نقش‌های رهبری سوق می‌دهد.

extroversion and introversion are two ends of a personality spectrum.

برونگرایی و درون‌گرایی دو سر طیف شخصیت هستند.

understanding extroversion can help improve team dynamics.

درک برونگرایی می‌تواند به بهبود پویایی گروه کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید