unstintingly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز فوق‌العاده‌ای سخاوتمندانه و تجملاتی

جملات نمونه

She unstintingly devoted herself to helping those in need.

او بدون دریغ تمام تلاش خود را برای کمک به نیازمندان صرف کرد.

He unstintingly supported his friend through tough times.

او بدون دریغ از دوستش در دوران سخت حمایت کرد.

The organization has unstintingly provided aid to disaster victims.

سازمان بدون دریغ به قربانیان فاجعه کمک کرده است.

She unstintingly shared her knowledge with her colleagues.

او بدون دریغ دانش خود را با همکارانش به اشتراک گذاشت.

The teacher unstintingly praised the students for their hard work.

معلم بدون دریغ از تلاش سخت دانش آموزان تقدیر کرد.

He unstintingly gave his time to volunteer at the local shelter.

او بدون دریغ وقت خود را برای داوطلب شدن در پناهگاه محلی صرف کرد.

The company unstintingly supported its employees during the pandemic.

شرکت بدون دریغ از کارمندان خود در طول همه‌گیری حمایت کرد.

She unstintingly donated money to various charities.

او بدون دریغ به سازمان های خیریه مختلف کمک مالی کرد.

The community unstintingly came together to help rebuild after the natural disaster.

جامعه بدون دریغ برای بازسازی پس از فاجعه طبیعی گرد هم آمد.

He unstintingly offered his expertise to assist with the project.

او بدون دریغ تخصص خود را برای کمک به پروژه ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید