untameable

[ایالات متحده]/ʌnˈteɪ.mə.bəl/
[بریتانیا]/ʌnˈteɪ.mə.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اهلی نشدنی

عبارات و ترکیب‌ها

untameable spirit

روح رام‌نشدنی

untameable nature

طبیعت رام‌نشدنی

untameable force

نیروی رام‌نشدنی

untameable wildness

بی‌رحمی رام‌نشدنی

untameable passion

شور رام‌نشدنی

untameable energy

انرژی رام‌نشدنی

untameable heart

قلب رام‌نشدنی

untameable desire

تمایل رام‌نشدنی

untameable beauty

زیبایی رام‌نشدنی

untameable chaos

هرج و مرج رام‌نشدنی

جملات نمونه

the wild horse was considered untameable by many ranchers.

اسب وحشی توسط بسیاری از رنجرها غیرقابل رام کردن تلقی می‌شد.

her spirit was untameable, always seeking adventure.

روح او غیرقابل رام کردن بود، همیشه به دنبال ماجراجویی.

he had an untameable passion for music that drove him to succeed.

او اشتیاق غیرقابل رام کردن به موسیقی داشت که او را به سمت موفقیت سوق داد.

the untameable nature of the river made it dangerous for boats.

طبیعت غیرقابل رام کردن رودخانه آن را برای قایق‌ها خطرناک می‌کرد.

some say that creativity is an untameable force in art.

برخی می‌گویند خلاقیت یک نیروی غیرقابل رام کردن در هنر است.

her untameable curiosity led her to explore the unknown.

کنجکاوی غیرقابل رام کردن او او را به کاوش ناشناخته‌ها سوق داد.

the untameable wilderness is a challenge for any adventurer.

مناطق وحشی غیرقابل رام کردن یک چالش برای هر ماجراجویی است.

his untameable temper often got him into trouble.

خشم غیرقابل رام کردن او اغلب او را به دردسر می‌انداخت.

they admired the untameable beauty of the mountains.

آنها به زیبایی غیرقابل رام کردن کوه‌ها افتخار می‌کردند.

her untameable laughter filled the room with joy.

خنده غیرقابل رام کردن او اتاق را با شادی پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید