untimelinesses

[ایالات متحده]/ʌnˈtaɪmliːnəsɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈtaɪmlɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت نامناسب یا نامطلوب بودن برای زمان

عبارات و ترکیب‌ها

untimelinesses matter

تاخیرها مهم هستند

address untimelinesses

به تاخیرها رسیدگی کنید

report untimelinesses

گزارش تاخیرها

untimelinesses impact

تاثیر تاخیرها

untimelinesses arise

تاخیرها ایجاد می‌شوند

recognize untimelinesses

تشخیص تاخیرها

manage untimelinesses

مدیریت تاخیرها

analyze untimelinesses

تجزیه و تحلیل تاخیرها

prevent untimelinesses

جلوگیری از تاخیرها

assess untimelinesses

ارزیابی تاخیرها

جملات نمونه

his untimelinesses often lead to missed opportunities.

گاهی اوقات دیر رسیدن‌های او منجر به از دست دادن فرصت‌ها می‌شود.

we must address the untimelinesses in our project schedule.

ما باید به مشکل دیر رسیدن‌ها در برنامه زمانبندی پروژه رسیدگی کنیم.

her untimelinesses have caused frustration among the team.

دیر رسیدن‌های او باعث ایجاد نارضایتی در بین تیم شده است.

untimelinesses in communication can create misunderstandings.

دیر رسیدن در ارتباطات می‌تواند باعث ایجاد سوء تفاهم شود.

the report highlighted several untimelinesses in the process.

گزارش چندین مورد از دیر رسیدن در فرآیند را برجسته کرد.

we need to find solutions for these untimelinesses.

ما باید راه‌حل‌هایی برای این دیر رسیدن‌ها پیدا کنیم.

his untimelinesses were a recurring theme in the feedback.

دیر رسیدن‌های او یک موضوع تکراری در بازخورد بود.

addressing untimelinesses is crucial for our success.

رسیدگی به دیر رسیدن‌ها برای موفقیت ما بسیار مهم است.

untimelinesses can severely impact the overall performance.

دیر رسیدن‌ها می‌توانند به طور جدی بر عملکرد کلی تأثیر بگذارند.

the manager noted the untimelinesses during the meeting.

مدیر دیر رسیدن‌ها را در طول جلسه متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید