untypicalities

[ایالات متحده]/ˌʌnˈtɪpɪkəlɪtiz/
[بریتانیا]/ˌʌnˈtɪpɪkəlɪtiz/

ترجمه

n. خصوصیات یا مواردی که معمولی نیستند؛ ویژگی‌های غیرمعمول

عبارات و ترکیب‌ها

untypicalities of

غیر معمولی های

noted untypicalities

غیر معمولی های یاد شده

several untypicalities

چند غیر معمولی

statistical untypicalities

غیر معمولی های آماری

behavioral untypicalities

غیر معمولی های رفتاری

cultural untypicalities

غیر معمولی های فرهنگی

notable untypicalities

غیر معمولی های قابل توجه

linguistic untypicalities

غیر معمولی های زبان شناسی

regional untypicalities

غیر معمولی های منطقه ای

developmental untypicalities

غیر معمولی های توسعه ای

جملات نمونه

his behavior showed several untypicalities that his closest friends immediately noticed.

رفتار او چندین غیرمعمولی بود که دوستان نزدیک او فوراً آن را متوجه شدند.

statistical analysis revealed significant untypicalities requiring further investigation.

تحلیل آماری غیرمعمولی‌های معنی‌داری را کشف کرد که نیاز به بررسی بیشتر داشتند.

the researcher carefully documented all untypicalities across multiple samples.

پژوهشگر تمام غیرمعمولی‌ها را در چندین نمونه به دقت ثبت کرد.

despite the untypicalities, the experiment produced scientifically valid results.

هر چند غیرمعمولی‌ها وجود داشت، آزمایش نتایج علمی معتبری تولید کرد.

she identified key untypicalities in the data that merited additional study.

او غیرمعمولی‌های کلیدی در داده‌ها را شناسایی کرد که نیاز به مطالعه اضافی داشتند.

the untypicalities in his literary style set him apart from his contemporaries.

غیرمعمولی‌های در سبک ادبی او او را از هم‌زمان‌هایش متمایز کرد.

systematically cataloging these untypicalities became the focus of his research career.

دسته‌بندی سیستماتیک این غیرمعمولی‌ها مرکز حرفه‌ای پژوهش او شد.

the observed untypicalities suggest an underlying pattern we have yet to understand.

غیرمعمولی‌های مشاهده شده الگویی پنهان را نشان می‌دهند که ما هنوز آن را نفهمیده‌ایم.

cultural untypicalities often create challenges in international business negotiations.

غیرمعمولی‌های فرهنگی اغلب چالش‌هایی در مذاکرات تجاری بین‌المللی ایجاد می‌کنند.

over time, the artist's unique untypicalities became her signature aesthetic.

با گذشت زمان، غیرمعمولی‌های منحصر به فرد هنرمند به زیبایی مخصوص او تبدیل شد.

scientists were fascinated by the remarkable untypicalities of the newly discovered species.

دانشمندان به غیرمعمولی‌های برجسته گونه‌ای که اخیراً کشف شده بود، به وضوح جذب شدند.

the committee carefully examined all reported untypicalities before making their decision.

کمیته قبل از اتخاذ تصمیم، تمام غیرمعمولی‌های گزارش شده را به دقت بررسی کرد.

natural untypicalities in the rock formation puzzled geologists for decades.

غیرمعمولی‌های طبیعی در ساختار سنگ برای دهه‌ها زمین‌شناسان را به گیجاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید