uppermost priority
اولویت بالایی
uppermost corner
گوشه بالایی
uppermost position
موقعیت برتر
finished uppermost in the standings; the uppermost balcony.
بالاترین رتبه در جدول امتیازات؛ بالاترین بالکن.
Uppermost in his mind is the need for safety.
در ذهن او، نیاز به ایمنی در درجه اول قرار دارد.
her father was uppermost in her mind.
پدرش در ذهن او در اولویت بود.
investors put environmental concerns uppermost on their list.
سرمایهگذاران نگرانیهای زیستمحیطی را در اولویت لیست خود قرار میدهند.
the wind scrolled back the uppermost layer of loose dust.
باد لایه بالایی گرد و غبار آزاد را به عقب اسکرول کرد.
After hiking all day we finally reached the uppermost part of the mountain.
بعد از پیادهروی تمام روز، بالاخره به قسمت بالایی کوه رسیدیم.
During microdermabrasion, fine crystals usually remove the superficial or uppermost layer of the epidermis, known as the stratum corneum.
در طول میکرودرم ابرازیون، کریستالهای ریز معمولاً لایه سطحی یا لایه بالایی اپیدرم را که به عنوان استراتوم كورنيوم شناخته میشود، از بین میبرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید