upstaged the performance
عملکرد را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the event
مراسم را تحتالشعاع قرار داد
upstaged by others
توسط دیگران تحتالشعاع قرار گرفت
upstaged the show
نمایش را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the star
ستاره را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the speech
سخنرانی را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the meeting
جلسه را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the wedding
ازدواج را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the launch
راهاندازی را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the competition
رقابت را تحتالشعاع قرار داد
the lead actor felt upstaged by the new star.
بازیگر اصلی احساس کرد که بازیگر جدید او را تحتالشعاع قرار داده است.
she always upstaged her colleagues during presentations.
او همیشه در طول ارائه، همکارانش را تحتالشعاع قرار میداد.
his performance was great, but the magician upstaged him.
اجرای او عالی بود، اما شعبدهباز او را تحتالشعاع قرار داد.
the singer was upstaged by the dazzling light show.
خواننده توسط نمایش نور خیرهکننده تحتالشعاع قرار گرفت.
during the meeting, she felt upstaged by her boss's comments.
در طول جلسه، او احساس کرد که توسط نظرات رئیسش تحتالشعاع قرار گرفته است.
he tried to shine, but his rival upstaged him at every turn.
او سعی کرد بدرخشد، اما رقیبش در هر فرصتی او را تحتالشعاع قرار داد.
at the award ceremony, the young actress was upstaged by a veteran.
در مراسم اهدای جوایز، بازیگر جوان توسط یک کهنهکار تحتالشعاع قرار گرفت.
she felt upstaged when her friend received all the compliments.
وقتی دوستش تمام تحسینات را دریافت کرد، او احساس کرد که تحتالشعاع قرار گرفته است.
the new technology upstaged the old methods in the presentation.
فناوری جدید روشهای قدیمی را در ارائه تحتالشعاع قرار داد.
he always fears being upstaged at family gatherings.
او همیشه میترسد که در جمعهای خانوادگی تحتالشعاع قرار بگیرد.
upstaged the performance
عملکرد را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the event
مراسم را تحتالشعاع قرار داد
upstaged by others
توسط دیگران تحتالشعاع قرار گرفت
upstaged the show
نمایش را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the star
ستاره را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the speech
سخنرانی را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the meeting
جلسه را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the wedding
ازدواج را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the launch
راهاندازی را تحتالشعاع قرار داد
upstaged the competition
رقابت را تحتالشعاع قرار داد
the lead actor felt upstaged by the new star.
بازیگر اصلی احساس کرد که بازیگر جدید او را تحتالشعاع قرار داده است.
she always upstaged her colleagues during presentations.
او همیشه در طول ارائه، همکارانش را تحتالشعاع قرار میداد.
his performance was great, but the magician upstaged him.
اجرای او عالی بود، اما شعبدهباز او را تحتالشعاع قرار داد.
the singer was upstaged by the dazzling light show.
خواننده توسط نمایش نور خیرهکننده تحتالشعاع قرار گرفت.
during the meeting, she felt upstaged by her boss's comments.
در طول جلسه، او احساس کرد که توسط نظرات رئیسش تحتالشعاع قرار گرفته است.
he tried to shine, but his rival upstaged him at every turn.
او سعی کرد بدرخشد، اما رقیبش در هر فرصتی او را تحتالشعاع قرار داد.
at the award ceremony, the young actress was upstaged by a veteran.
در مراسم اهدای جوایز، بازیگر جوان توسط یک کهنهکار تحتالشعاع قرار گرفت.
she felt upstaged when her friend received all the compliments.
وقتی دوستش تمام تحسینات را دریافت کرد، او احساس کرد که تحتالشعاع قرار گرفته است.
the new technology upstaged the old methods in the presentation.
فناوری جدید روشهای قدیمی را در ارائه تحتالشعاع قرار داد.
he always fears being upstaged at family gatherings.
او همیشه میترسد که در جمعهای خانوادگی تحتالشعاع قرار بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید