upstairss

[ایالات متحده]/ˌʌpˈsteəz/
[بریتانیا]/ˌʌpˈsterz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در طبقه بالاتر یک ساختمان
adj. واقع در سطح بالاتر یک ساختمان

عبارات و ترکیب‌ها

go upstairs

رفتن به طبقه بالا

upstairs room

اتاق بالای طبقه

جملات نمونه

Go upstairs and get into your pajamas.

برو بالا و لباس خوابت را بپوش.

Upstairs is off limits. Capeesh?.

طبقه بالا ممنوع است. منظورت را فهمیدی؟

went upstairs to go to bed.

برای رفتن به رختخواب به طبقه بالا رفتم.

promoted upstairs to management.

به مقام مدیریت ارتقا یافت.

We went upstairs to bed.

ما برای رفتن به رختخواب به طبقه بالا رفتیم.

He is waiting in the upstairs hall.

او در راهروی طبقه بالا منتظر است.

I went upstairs for my afternoon siesta.

من برای چرت بعد از ظهر به طبقه بالا رفتم.

she went upstairs and cried in misery.

او به طبقه بالا رفت و با بدحالی گریه کرد.

an upstairs deck on which you could take a sunbath.

یک عرشه در طبقه بالا که می توانستید آفتاب بگیرید.

Dad came upstairs and whaled me.

پدر بالا آمد و به من ضربه زد.

The couple in the flat upstairs are always at it hammer and tongs.

زوجی که در آپارتمان طبقه بالا زندگی می کنند همیشه با تمام قدرت درگیر هستند.

The downstairs rooms are not as quiet as the upstairs ones.

اتاق های طبقه پایین به اندازه اتاق های طبقه بالا آرام نیستند.

He went upstairs and knocked at the door.

او به طبقه بالا رفت و به در کوبید.

The bedrooms are upstairs and the dining-room is downstairs.

اتاق خواب ها در طبقه بالا و اتاق غذاخوری در طبقه پایین است.

I heard sounds of raucous laughter upstairs.

صدای خنده های بلند و زننده را از طبقه بالا شنیدم.

he went upstairs to change out of his good suit.

او برای عوض کردن لباس خوبش به طبقه بالا رفت.

نمونه‌های واقعی

I laid a suit out for you upstairs.

من یک کت و شلوار برایت در طبقه بالا آماده کردم.

منبع: House of Cards

Hey, should I take these robes upstairs?

هی، آیا باید این لباس‌ها را به طبقه بالا ببرم؟

منبع: Modern Family - Season 07

" Want to come upstairs and practise? "

" آیا می‌خواهی به طبقه بالا بیایی و تمرین کنی؟"

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Sirius was upstairs trying to tend to him.'

سيريوس در طبقه بالا سعی می‌کرد از او مراقبت کند.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

" Then take her upstairs next time" .

" دفعه بعد او را به طبقه بالا ببر.".

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

And laughing like a maniac, he dragged Harry back upstairs.

و با خنده دیوانه وار، او هری را دوباره به طبقه بالا کشاند.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

When did you take the milk upstairs? '

چه زمانی شیر را به طبقه بالا بردی؟

منبع: "Love and Money" Simplified Version

Oh shoot! I left them upstairs. - Oh.

اوه! آن‌ها را در طبقه بالا جا گذاشتم. - اوه.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

" Now there's water upstairs? " he cried.

" حالا آب در طبقه بالا وجود دارد؟" او فریاد زد.

منبع: Crazy Element City

Or you can bring the Book upstairs.

یا می‌توانید کتاب را به طبقه بالا بیاورید.

منبع: The Devil Wears Prada

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید