downtown and uptown
منطقه پایین شهر و بالا شهر
uptown area
منطقه بالای شهر
New uptown is nearby the high way.
شهر جدید بالا در نزدیکی اتوبان قرار دارد.
then I have to go uptown and market.
سپس باید به بالا شهر و بازار بروم.
I don't pay uptown prices.
من قیمتهای بالا شهر را پرداخت نمیکنم.
He rented an apartment uptown.
او یک آپارتمان در بالا شهر اجاره کرد.
The woman tells the cabdriver the next address, some place a little farther uptown, and the cab swings into traffic.
زن آدرس بعدی را به راننده کاب میگوید، مکانی کمی دورتر در شهر، و کاب وارد ترافیک میشود.
Let's go uptown for dinner tonight.
امشب برای شام به بالا شهر برویم.
She enjoys shopping uptown for designer clothes.
او از خرید لباسهای طراحان در بالا شهر لذت میبرد.
The uptown area is known for its trendy cafes and boutiques.
منطقه بالا شهر به خاطر کافهها و بوتیکهای مد آن مشهور است.
They decided to move uptown for a quieter neighborhood.
آنها تصمیم گرفتند به دلیل داشتن محلهای آرامتر به بالا شهر نقل مکان کنند.
The uptown subway station is just a few blocks away.
ایستگاه مترو بالا شهر فقط چند بلوک با ما فاصله دارد.
Uptown is bustling with nightlife on the weekends.
بالا شهر در آخر هفتهها مملو از زندگی شبانه است.
The new art gallery uptown is drawing a lot of visitors.
گالری هنری جدید در بالا شهر بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب میکند.
He works at a law firm uptown.
او در یک شرکت حقوقی در بالا شهر کار میکند.
The uptown area has seen a lot of development in recent years.
منطقه بالا شهر در سالهای اخیر شاهد پیشرفت زیادی بوده است.
We can catch a movie uptown this weekend.
ما میتوانیم این آخر هفته فیلمی در بالا شهر ببینیم.
downtown and uptown
منطقه پایین شهر و بالا شهر
uptown area
منطقه بالای شهر
New uptown is nearby the high way.
شهر جدید بالا در نزدیکی اتوبان قرار دارد.
then I have to go uptown and market.
سپس باید به بالا شهر و بازار بروم.
I don't pay uptown prices.
من قیمتهای بالا شهر را پرداخت نمیکنم.
He rented an apartment uptown.
او یک آپارتمان در بالا شهر اجاره کرد.
The woman tells the cabdriver the next address, some place a little farther uptown, and the cab swings into traffic.
زن آدرس بعدی را به راننده کاب میگوید، مکانی کمی دورتر در شهر، و کاب وارد ترافیک میشود.
Let's go uptown for dinner tonight.
امشب برای شام به بالا شهر برویم.
She enjoys shopping uptown for designer clothes.
او از خرید لباسهای طراحان در بالا شهر لذت میبرد.
The uptown area is known for its trendy cafes and boutiques.
منطقه بالا شهر به خاطر کافهها و بوتیکهای مد آن مشهور است.
They decided to move uptown for a quieter neighborhood.
آنها تصمیم گرفتند به دلیل داشتن محلهای آرامتر به بالا شهر نقل مکان کنند.
The uptown subway station is just a few blocks away.
ایستگاه مترو بالا شهر فقط چند بلوک با ما فاصله دارد.
Uptown is bustling with nightlife on the weekends.
بالا شهر در آخر هفتهها مملو از زندگی شبانه است.
The new art gallery uptown is drawing a lot of visitors.
گالری هنری جدید در بالا شهر بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب میکند.
He works at a law firm uptown.
او در یک شرکت حقوقی در بالا شهر کار میکند.
The uptown area has seen a lot of development in recent years.
منطقه بالا شهر در سالهای اخیر شاهد پیشرفت زیادی بوده است.
We can catch a movie uptown this weekend.
ما میتوانیم این آخر هفته فیلمی در بالا شهر ببینیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید