urbs

[ایالات متحده]/ɜːb/
[بریتانیا]/ɜrb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک شهر یا شهرک
n. یک ساکن شهر؛ فرایند شهری کردن یک منطقه؛ یک کارشناس در برنامه‌ریزی شهری

عبارات و ترکیب‌ها

urb life

زندگی شهری

urb design

طراحی شهری

urb planning

برنامه‌ریزی شهری

urb culture

فرهنگ شهری

urb renewal

نوسازی شهری

urb development

توسعه شهری

urb lifestyle

سبک زندگی شهری

urb exploration

کاوش شهری

urb art

هنر شهری

urb community

جامعه شهری

جملات نمونه

urban living offers many conveniences.

زندگی شهری مزایای زیادی ارائه می‌دهد.

she enjoys the vibrant urban culture.

او از فرهنگ شهری پر جنب و جوش لذت می برد.

urban development is essential for economic growth.

توسعه شهری برای رشد اقتصادی ضروری است.

many people prefer urban areas for their job opportunities.

بسیاری از مردم مناطق شهری را به دلیل فرصت های شغلی ترجیح می دهند.

urban parks provide a green space for relaxation.

پارک‌های شهری فضای سبز برای استراحت فراهم می‌کنند.

urban transportation systems are often crowded.

سیستم‌های حمل و نقل شهری اغلب شلوغ هستند.

he studied urban planning at university.

او برنامه‌ریزی شهری را در دانشگاه مطالعه کرد.

urban art can be found on many city streets.

هنر شهری را می توان در بسیاری از خیابان های شهر یافت.

urban noise can be overwhelming at times.

همیشه سر و صدای شهری می تواند طاقت فرسا باشد.

she loves exploring urban neighborhoods.

او عاشق کاوش در محله های شهری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید