urobilinogen

[ایالات متحده]/ˌjʊərəʊˈbɪlɪnədʒən/
[بریتانیا]/ˌjʊroʊˈbɪlɪnədʒən/

ترجمه

n. ترکیب بی رنگی که در روده‌ها از کاهش بیلی‌روبین تشکیل می‌شود و در ادرار دفع می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

urobilinogen levels

سطح اوروبیلینوژن

high urobilinogen

اوروبیلینوژن بالا

urobilinogen test

تست اوروبیلینوژن

urobilinogen production

تولید اوروبیلینوژن

urobilinogen concentration

غلظت اوروبیلینوژن

urobilinogenuria presence

حضور اوروبیلینینوریا

urobilinogen increase

افزایش اوروبیلینوژن

urobilinogen decrease

کاهش اوروبیلینوژن

urobilinogen significance

اهمیت اوروبیلینوژن

urobilinogen analysis

تجزیه و تحلیل اوروبیلینوژن

جملات نمونه

urobilinogen levels can indicate liver function.

سطح اوروبیلینوژن می‌تواند نشان‌دهنده عملکرد کبد باشد.

high urobilinogen may suggest hemolysis.

اوروبیلینوژن بالا ممکن است نشان‌دهنده همولیز باشد.

doctors often test for urobilinogen in urine.

پزشکان اغلب اوروبیلینوژن را در ادرار آزمایش می‌کنند.

increased urobilinogen can be a sign of liver disease.

افزایش اوروبیلینوژن می‌تواند نشانه‌ای از بیماری کبدی باشد.

urobilinogen is produced from the breakdown of bilirubin.

اوروبیلینوژن از تجزیه بیلی روبین تولید می‌شود.

measuring urobilinogen helps diagnose certain conditions.

اندازه‌گیری اوروبیلینوژن به تشخیص برخی شرایط کمک می‌کند.

low urobilinogen levels can indicate a blockage.

سطح پایین اوروبیلینوژن می‌تواند نشان‌دهنده انسداد باشد.

urobilinogen is an important marker in urine tests.

اوروبیلینوژن یک نشانگر مهم در آزمایش‌های ادرار است.

abnormal urobilinogen results require further investigation.

نتایج غیرطبیعی اوروبیلینوژن نیاز به بررسی بیشتر دارد.

patients may be monitored for urobilinogen changes.

بیماران ممکن است برای تغییرات اوروبیلینوژن مورد رصد قرار گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید