viewers

[ایالات متحده]/ˈvjuːəz/
[بریتانیا]/ˈvjʊərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که یک پخش یا اجرا را تماشا می‌کنند؛ دستگاه‌هایی که برای مشاهده تصاویر یا ارائه‌ها استفاده می‌شوند؛ خوانندگان یا مرورگرهای محتوا

عبارات و ترکیب‌ها

new viewers

بینندگان جدید

loyal viewers

بینندگان وفادار

potential viewers

بینندگان بالقوه

target viewers

بینندگان هدف

viewers feedback

بازخورد بینندگان

viewers engagement

مشارکت بینندگان

viewers ratings

امتیازات بینندگان

viewers preferences

ترجیحات بینندگان

viewers choice

انتخاب بینندگان

viewers count

تعداد بینندگان

جملات نمونه

the show attracted millions of viewers.

نمایش میلیون‌ها بیننده را به خود جذب کرد.

viewers expressed their opinions on social media.

بینندگان نظرات خود را در رسانه های اجتماعی بیان کردند.

many viewers tuned in for the season finale.

بسیاری از بینندگان برای قسمت پایانی فصل تماشای برنامه را آغاز کردند.

the documentary received positive feedback from viewers.

مستند بازخورد مثبتی از بینندگان دریافت کرد.

viewers were captivated by the stunning visuals.

بینندگان مجذوب جلوه های بصری خیره کننده شدند.

some viewers found the plot confusing.

برخی از بینندگان طرح داستان را گیج کننده یافتند.

the live broadcast allowed viewers to interact with the hosts.

پخش زنده به بینندگان این امکان را داد که با مجری برنامه تعامل داشته باشند.

viewers were left in suspense until the very end.

بینندگان تا پایان برنامه در حالت تعلیق قرار گرفتند.

the ratings showed a decline in viewers this week.

امتیازها نشان دادند که این هفته تعداد بینندگان کاهش یافته است.

viewers can expect a thrilling experience this season.

بینندگان می توانند انتظار یک تجربه هیجان انگیز را در این فصل داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید