vagotropic effect
اثر واگوتروپیک
vagotropic agent
عامل واگوتروپیک
vagotropic response
پاسخ واگوتروپیک
vagotropic activity
فعالیت واگوتروپیک
vagotropic stimulation
تحریک واگوتروپیک
vagotropic influence
اثرگذاری واگوتروپیک
vagotropic properties
ویژگیهای واگوتروپیک
vagotropic mechanism
مکانیسم واگوتروپیک
vagotropic drugs
داروهای واگوتروپیک
vagotropic function
عملکرد واگوتروپیک
the vagotropic effects of the drug are still being studied.
اثرات واگوتروپیک دارو هنوز در حال مطالعه هستند.
researchers are exploring the vagotropic properties of certain herbs.
محققان در حال بررسی خواص واگوتروپیک برخی از گیاهان هستند.
vagotropic interventions can help manage stress responses.
مداخلات واگوتروپیک میتوانند به مدیریت پاسخهای استرس کمک کنند.
she is studying the vagotropic mechanisms in the human body.
او در حال مطالعه مکانیسمهای واگوتروپیک در بدن انسان است.
the vagotropic approach may improve cardiovascular health.
رویکرد واگوتروپیک ممکن است سلامت قلب و عروق را بهبود بخشد.
doctors are interested in the vagotropic influences on digestion.
پزشکان به تأثیرات واگوتروپیک بر گوارش علاقه مند هستند.
understanding vagotropic responses is crucial for treatment.
درک پاسخهای واگوتروپیک برای درمان بسیار مهم است.
vagotropic therapies are gaining popularity in holistic medicine.
درمانهای واگوتروپیک در حال افزایش محبوبیت در طب مکمل هستند.
the vagotropic effects can vary among individuals.
اثرات واگوتروپیک میتواند در افراد مختلف متفاوت باشد.
he wrote a paper on the vagotropic function of the nervous system.
او مقاله ای در مورد عملکرد واگوتروپیک سیستم عصبی نوشت.
vagotropic effect
اثر واگوتروپیک
vagotropic agent
عامل واگوتروپیک
vagotropic response
پاسخ واگوتروپیک
vagotropic activity
فعالیت واگوتروپیک
vagotropic stimulation
تحریک واگوتروپیک
vagotropic influence
اثرگذاری واگوتروپیک
vagotropic properties
ویژگیهای واگوتروپیک
vagotropic mechanism
مکانیسم واگوتروپیک
vagotropic drugs
داروهای واگوتروپیک
vagotropic function
عملکرد واگوتروپیک
the vagotropic effects of the drug are still being studied.
اثرات واگوتروپیک دارو هنوز در حال مطالعه هستند.
researchers are exploring the vagotropic properties of certain herbs.
محققان در حال بررسی خواص واگوتروپیک برخی از گیاهان هستند.
vagotropic interventions can help manage stress responses.
مداخلات واگوتروپیک میتوانند به مدیریت پاسخهای استرس کمک کنند.
she is studying the vagotropic mechanisms in the human body.
او در حال مطالعه مکانیسمهای واگوتروپیک در بدن انسان است.
the vagotropic approach may improve cardiovascular health.
رویکرد واگوتروپیک ممکن است سلامت قلب و عروق را بهبود بخشد.
doctors are interested in the vagotropic influences on digestion.
پزشکان به تأثیرات واگوتروپیک بر گوارش علاقه مند هستند.
understanding vagotropic responses is crucial for treatment.
درک پاسخهای واگوتروپیک برای درمان بسیار مهم است.
vagotropic therapies are gaining popularity in holistic medicine.
درمانهای واگوتروپیک در حال افزایش محبوبیت در طب مکمل هستند.
the vagotropic effects can vary among individuals.
اثرات واگوتروپیک میتواند در افراد مختلف متفاوت باشد.
he wrote a paper on the vagotropic function of the nervous system.
او مقاله ای در مورد عملکرد واگوتروپیک سیستم عصبی نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید