valises

[ایالات متحده]/vəˈliːzɪz/
[بریتانیا]/vəˈlizɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیف یا چمدان‌های کوچک سفر

عبارات و ترکیب‌ها

heavy valises

چمدان‌های سنگین

packed valises

چمدان‌های پر

new valises

چمدان‌های جدید

traveling valises

چمدان‌های سفر

colorful valises

چمدان‌های رنگارنگ

designer valises

چمدان‌های طراحی شده

vintage valises

چمدان‌های قدیمی

leather valises

چمدان‌های چرمی

matching valises

چمدان‌های هماهنگ

empty valises

چمدان‌های خالی

جملات نمونه

she packed her valises for the weekend trip.

او چمدان‌هایش را برای سفر آخر هفته بست.

valises are essential for long journeys.

چمدان‌ها برای سفرهای طولانی ضروری هستند.

he struggled to carry two heavy valises.

او برای حمل دو چمدان سنگین تلاش کرد.

we left our valises at the hotel reception.

ما چمدان‌های خود را در قسمت پذیرش هتل گذاشتیم.

they bought matching valises for their honeymoon.

آنها چمدان‌های مشابهی برای ماه عسل خود خریدند.

her valises were filled with souvenirs from her travels.

چمدان‌های او با سوغاتی‌های سفرش پر شده بود.

he forgot to zip up his valises before leaving.

او قبل از رفتن فراموش کرد که چمدان‌هایش را ببندد.

the airport staff helped with the heavy valises.

پرسنل فرودگاه در حمل چمدان‌های سنگین کمک کردند.

she chose a bright color for her new valises.

او برای چمدان‌های جدیدش رنگی روشن انتخاب کرد.

valises can be quite expensive, depending on the brand.

چمدان‌ها می‌توانند بسیار گران باشند، بسته به برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید