| جمع | vambraces |
arm vambrace
بغلدست محافظ بازو
leather vambrace
بغلدست چرمی
metal vambrace
بغلدست فلزی
vambrace design
طراحی بغلدست
vambrace style
سبک بغلدست
vambrace armor
زره بغلدست
vambrace protection
محافظت بغلدست
decorative vambrace
بغلدست تزئینی
vambrace straps
کمربند بغلدست
vambrace fitting
اندازه گیری بغلدست
the knight wore a vambrace to protect his arm in battle.
سوارکار یک زره بازویی برای محافظت از بازوی خود در نبرد پوشید.
she admired the intricate design of the vambrace on display.
او طراحی پیچیده زره بازویی که به نمایش گذاشته شده بود را تحسین کرد.
the blacksmith forged a new vambrace for the warrior.
جوشکار یک زره بازویی جدید برای جنگجو آهنگری کرد.
his vambrace was engraved with family insignia.
زره بازویی او با نشان خانوادگی حک شده بود.
during the tournament, the knight adjusted his vambrace.
در طول مسابقات، سوارکار زره بازویی خود را تنظیم کرد.
the historical exhibit featured a collection of vambraces.
نمایشگاه تاریخی شامل مجموعهای از زره بازوییها بود.
wearing a vambrace can enhance your protection in combat.
پوشیدن زره بازویی میتواند از محافظت شما در نبرد افزایش دهد.
he carefully polished his vambrace before the duel.
او قبل از دوئل زره بازویی خود را با دقت پرداخت کرد.
the vambrace was made of lightweight materials for agility.
زره بازویی از مواد سبک وزن برای چابکی ساخته شده بود.
she chose a vambrace that matched her armor perfectly.
او زره بازویی را انتخاب کرد که به طور کامل با زره او مطابقت داشت.
arm vambrace
بغلدست محافظ بازو
leather vambrace
بغلدست چرمی
metal vambrace
بغلدست فلزی
vambrace design
طراحی بغلدست
vambrace style
سبک بغلدست
vambrace armor
زره بغلدست
vambrace protection
محافظت بغلدست
decorative vambrace
بغلدست تزئینی
vambrace straps
کمربند بغلدست
vambrace fitting
اندازه گیری بغلدست
the knight wore a vambrace to protect his arm in battle.
سوارکار یک زره بازویی برای محافظت از بازوی خود در نبرد پوشید.
she admired the intricate design of the vambrace on display.
او طراحی پیچیده زره بازویی که به نمایش گذاشته شده بود را تحسین کرد.
the blacksmith forged a new vambrace for the warrior.
جوشکار یک زره بازویی جدید برای جنگجو آهنگری کرد.
his vambrace was engraved with family insignia.
زره بازویی او با نشان خانوادگی حک شده بود.
during the tournament, the knight adjusted his vambrace.
در طول مسابقات، سوارکار زره بازویی خود را تنظیم کرد.
the historical exhibit featured a collection of vambraces.
نمایشگاه تاریخی شامل مجموعهای از زره بازوییها بود.
wearing a vambrace can enhance your protection in combat.
پوشیدن زره بازویی میتواند از محافظت شما در نبرد افزایش دهد.
he carefully polished his vambrace before the duel.
او قبل از دوئل زره بازویی خود را با دقت پرداخت کرد.
the vambrace was made of lightweight materials for agility.
زره بازویی از مواد سبک وزن برای چابکی ساخته شده بود.
she chose a vambrace that matched her armor perfectly.
او زره بازویی را انتخاب کرد که به طور کامل با زره او مطابقت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید