vas

[ایالات متحده]/væs/
[بریتانیا]/væs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف یا لوله در بدن، به ویژه یکی که خون یا مایع دیگری را حمل می‌کند
Word Forms
جمعvass

عبارات و ترکیب‌ها

vas deferens

vas deferens

vasectomy procedure

روش وازکتومی

vasodilator effect

اثرات گشادکننده رگ

vasculitis disease

بیماری واسکولیت

vasomotor response

پاسخ واسوموتور

vasopressor agent

داروی وازوپرسور

vasculature system

سیستم عروقی

vasal tone

تن صدا

vasal dilation

اتساع صدا

vasoactive substance

ماده واسواکتیو

جملات نمونه

she has a vas for painting beautiful landscapes.

او استعداد نقاشی مناظر زیبا را دارد.

he has a vas for solving complex mathematical problems.

او استعداد حل مسائل ریاضی پیچیده را دارد.

they have a vas for playing musical instruments.

آنها استعداد نواختن سازهای موسیقی را دارند.

she has a vas for languages and can speak five fluently.

او استعداد زبان دارد و می تواند به پنج زبان به طور روان صحبت کند.

he has a vas for cooking and loves trying new recipes.

او استعداد آشپزی دارد و عاشق امتحان کردن دستور العمل های جدید است.

they have a vas for sports and excel in basketball.

آنها استعداد ورزشی دارند و در بسکتبال سرآمد هستند.

she has a vas for writing and has published several novels.

او استعداد نویسندگی دارد و چندین رمان منتشر کرده است.

he has a vas for technology and enjoys building computers.

او استعداد فناوری دارد و از ساخت کامپیوتر لذت می برد.

they have a vas for photography and capture stunning images.

آنها استعداد عکاسی دارند و تصاویر خیره کننده ای ثبت می کنند.

she has a vas for gardening and grows beautiful flowers.

او استعداد باغبانی دارد و گل های زیبا پرورش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید