vascularise

[ایالات متحده]/ˈvæskjʊləraɪz/
[بریتانیا]/ˈvæskjələraɪz/

ترجمه

verb حامل رگ‌ها کردن؛ دارای رگ شدن

عبارات و ترکیب‌ها

vascularise tissue

فتوسازی بافت

newly vascularised

به تازگی دارای رگ‌های خونی

vascularise the graft

پیوند را دارای رگ‌های خونی کنید

vascularise quickly

به سرعت دارای رگ‌های خونی شود

fail to vascularise

عدم فتوسازی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید