vascularizes

[ایالات متحده]/ˈvæskjʊləraɪz/
[بریتانیا]/ˈvæskjələrˌaɪz/

ترجمه

vt., vi. رگ‌دار کردن؛ توسعه عروق خونی در بافت

عبارات و ترکیب‌ها

vascularizes tissues

بافت‌ها را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes tumors

تومورها را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes muscles

عضلات را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes organs

اندام‌ها را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes cells

سلول‌ها را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes skin

پوست را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes lesions

ضایعات را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes pathways

مسیرها را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes structures

ساختارها را عروقی‌سازی می‌کند

vascularizes areas

مناطق را عروقی‌سازی می‌کند

جملات نمونه

the tumor vascularizes rapidly, making treatment more challenging.

تومور به سرعت عایبرسازی می‌شود و این امر درمان را چالش‌برانگیزتر می‌کند.

understanding how the body vascularizes is crucial for medical research.

درک چگونگی عایبرسازی بدن برای تحقیقات پزشکی بسیار مهم است.

the process by which the tissue vascularizes is essential for healing.

فرآیندی که بافت‌ها را عایبرسازی می‌کند برای بهبودی ضروری است.

when a wound heals, new tissue vascularizes to supply nutrients.

هنگامی که یک زخم التیام می‌یابد، بافت جدید برای تامین مواد مغذی عایبرسازی می‌شود.

the heart vascularizes differently during exercise compared to rest.

قلب در هنگام ورزش نسبت به استراحت به روشی متفاوت عایبرسازی می‌شود.

understanding how the skin vascularizes can help in treating burns.

درک چگونگی عایبرسازی پوست می‌تواند به درمان سوختگی‌ها کمک کند.

the research focuses on how the brain vascularizes in response to injury.

تحقیقات بر روی چگونگی عایبرسازی مغز در پاسخ به آسیب تمرکز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید