vasodilative

[ایالات متحده]/ˌveɪzəʊdaɪˈleɪtɪv/
[بریتانیا]/ˌveɪzoʊdaɪˈleɪtɪv/

ترجمه

adj. مربوط به یا باعث گشاد شدن عروق خونی؛ باعث گشاد شدن یا آسیب رساندن عروق خونی می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

vasodilative agent

عوامل گشاد کننده عروق

vasodilative effect

اثر گشاد کننده عروق

vasodilative drug

داروی گشاد کننده عروق

vasodilative action

عمل گشاد کننده عروق

vasodilative properties

خواص گشاد کننده عروق

vasodilative therapy

درمان گشاد کننده عروق

highly vasodilative

بسیار گشاد کننده عروق

vasodilative response

پاسخ گشاد کننده عروق

vasodilative mechanism

مکانیسم گشاد کننده عروق

vasodilative medication

داروی گشاد کننده عروق

جملات نمونه

vasodilative agents are commonly prescribed to manage hypertension and improve blood flow.

داروهای واسودیلاتور به طور گسترده برای کنترل فشار خون بالا و بهبود جریان خون نسخه می‌شوند.

the vasodilative effects of this medication help reduce cardiac workload.

اثرات واسودیلاتوری این دارو به کاهش بار کاری قلب کمک می‌کند.

some natural compounds possess significant vasodilative properties that benefit cardiovascular health.

برخی از ترکیبات طبیعی خاصیت واسودیلاتوری قابل توجه‌ای دارند که به سلامت قلب و عروق کمک می‌کنند.

vasodilative therapy is often combined with other treatments for optimal therapeutic outcomes.

درمان واسودیلاتوری معمولاً با درمان‌های دیگر ترکیب می‌شود تا بهترین نتایج درمانی حاصل شود.

the drug's primary mechanism of action involves vasodilative properties that relax arterial smooth muscle.

مکانیسم اصلی عملکرد این دارو شامل خاصیت واسودیلاتوری است که عضلات صاف عروق را راه‌گشایی می‌کند.

patients may experience a vasodilative response within minutes of administration.

بیماران ممکن است در کمتر از یک دقیقه پس از تجویز، پاسخ واسودیلاتوری تجربه کنند.

researchers are exploring novel vasodilative compounds for heart failure treatment.

پژوهشگران به دنبال ترکیبات واسودیلاتوری جدید برای درمان نارسایی قلب هستند.

the vasodilative action of nitroglycerin has been utilized in clinical practice for decades.

عملکرد واسودیلاتوری نیتروگلیسیرین در دهه‌ها در عملکرد بالینی استفاده شده است.

certain vasodilative drugs can cause headaches as a common side effect.

برخی از داروهای واسودیلاتوری می‌توانند میگرنه را به عنوان یک عارضه جانبی رایج ایجاد کنند.

endothelial function plays a crucial role in maintaining normal vasodilative capacity.

عملکرد اندوتل در حفظ ظرفیت واسودیلاتوری طبیعی نقش حیاتی دارد.

the vasodilative properties of this herb have been studied extensively in clinical trials.

خواص واسودیلاتوری این گیاه در آزمایش‌های بالینی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.

impaired vasodilative response is often associated with diabetic complications.

پاسخ واسودیلاتوری ضعیف معمولاً با عوارض دیابتی مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید