veg

[ایالات متحده]/vɛdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سبزیجات
Word Forms
زمان گذشتهvegged
جمعvegs

عبارات و ترکیب‌ها

vegetarian

گیاهخوار

veggie burger

برگر سبزیجات

vegan

گیاهخوار

veganism

گیاگرایی

raw vegetables

سبزیجات خام

vegetable stir-fry

تهیه غذای مخلوط سبزیجات

vegetable soup

سوپ سبزیجات

جملات نمونه

All she does is veg out in front of the telly.

او فقط در مقابل تلویزیون بی‌حرکت می‌نشیند.

Second jobs were a more common occurrence in those sepia-tinged pre-Premier League days — Neil Warnock, for example, as well as being a trained chiropodist, also ran a fruit and veg stall.

داشتن شغل دوم در آن دوران‌هایی که قبل از لیگ برتر بودند و عکس‌های آن‌ها سیاه و سفید بود، بیشتر رایج بود - به عنوان مثال، نیل وارنوک، علاوه بر اینکه یک متخصص پا آموزش دیده بود، یک غرفه میوه و سبزیجات نیز اداره می‌کرد.

I'm trying to eat more veg to improve my health.

من سعی می کنم بیشتر سبزیجات بخورم تا سلامتی ام را بهبود بخشم.

She always cooks a variety of veg for dinner.

او همیشه انواع سبزیجات را برای شام طبخ می کند.

Do you prefer your veg cooked or raw?

آیا ترجیح می دهید سبزیجاتتان پخته یا خام باشد؟

I need to buy some fresh veg from the market.

من باید مقداری سبزیجات تازه از بازار بخرم.

His favorite veggie dish is stir-fried mixed veg.

غذاي سبزيجات مورد علاقه او مخلوطی از سبزیجات سرخ شده است.

I like to snack on raw veg with hummus.

من دوست دارم با حمص سبزیجات خام بخورم.

The veggie burger at that restaurant is delicious.

برگر سبزیجات در آن رستوران خوشمزه است.

She grows her own veg in the backyard.

او سبزیجات خود را در حیاط پشتی می کارد.

It's important to wash your veg thoroughly before cooking.

قبل از پخت و پز، شستن کامل سبزیجاتتان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید