vendue

[ایالات متحده]/vɛnˈdjuː/
[بریتانیا]/vɛnˈdu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حراج عمومی؛ فروش به وسیله حراج
Word Forms
جمعvendues

عبارات و ترکیب‌ها

auction vendue

مزایده

vendue price

قیمت مزایده

vendue notice

اعلان مزایده

vendue sale

فروش مزایده

vendue agreement

توافقنامه مزایده

vendue items

اقلام مزایده

vendue event

رویداد مزایده

public vendue

مزایده عمومی

vendue listing

لیست مزایده

vendue process

فرآیند مزایده

جملات نمونه

the auction house will hold a vendue next week.

خانه حراجی هفته آینده یک فروش خواهد داشت.

many rare items will be available at the vendue.

اقلام کمیاب زیادی در فروش در دسترس خواهند بود.

she attended the vendue to find unique antiques.

او برای یافتن آثار عتیقه منحصر به فرد به فروش رفت.

the vendue attracted collectors from all over the country.

فروش، کلکسیونرهایی را از سراسر کشور جذب کرد.

he successfully sold his artwork at the vendue.

او با موفقیت آثار هنری خود را در فروش فروخت.

they plan to hold a charity vendue this summer.

آنها قصد دارند یک فروش خیریه تابستان امسال برگزار کنند.

at the vendue, bidders raised their paddles to place offers.

در فروش، پیشنهاددهندگان برای ارائه پیشنهادها صفحات خود را بالا بردند.

the vendue featured a variety of items, from furniture to jewelry.

فروش شامل انواع اقلام بود، از مبلمان تا جواهرات.

she was excited to see the rare book at the vendue.

او از دیدن کتاب کمیاب در فروش هیجان زده بود.

attending the vendue was a thrilling experience for him.

حضور در فروش یک تجربه هیجان انگیز برای او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید