venule

[ایالات متحده]/ˈvɛn.juːl/
[بریتانیا]/ˈvɛn.juːl/

ترجمه

n. یک رگ کوچک؛ یک رگ بال کوچک در حشرات
Word Forms
جمعvenules

عبارات و ترکیب‌ها

small venule

ورید کوچک

venule wall

دیواره وریدی

venule diameter

قطر وریدی

venule blood

خون وریدی

postcapillary venule

ورید پس مویرگی

venule drainage

دفع وریدی

venule function

عملکرد وریدی

venule pressure

فشار وریدی

venule network

شبکه وریدی

venule return

بازگشت وریدی

جملات نمونه

the venule carries deoxygenated blood back to the heart.

وریدچه خون غیر اکسیژنه را به قلب باز می‌گرداند.

in the circulatory system, the venule plays a crucial role.

در سیستم گردش خون، وریدی نقش حیاتی ایفا می‌کند.

researchers studied the structure of the venule under a microscope.

محققان ساختار وریدی را با استفاده از میکروسکوپ مطالعه کردند.

the venule connects capillaries to veins.

وریدی عروق مویرگی را به سیاهرگ‌ها متصل می‌کند.

blockages in the venule can lead to serious health issues.

انسداد در وریدی می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

blood flows from the capillaries into the venule.

خون از عروق مویرگی به وریدی جریان می‌یابد.

understanding the venule's function is important for medical studies.

درک عملکرد وریدی برای مطالعات پزشکی مهم است.

the diameter of the venule is smaller than that of the vein.

قطر وریدی کوچکتر از سیاهرگ است.

inflammation can affect the walls of the venule.

التهاب می‌تواند دیواره‌های وریدی را تحت تأثیر قرار دهد.

blood pressure in the venule is lower than in arteries.

فشار خون در وریدی کمتر از شریان‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید