verbosenesses

[ایالات متحده]/vɜːˈbəʊsənəsɪz/
[بریتانیا]/vɜrˈboʊsənəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت verbose بودن؛ کلام اضافی

عبارات و ترکیب‌ها

excessive verbosenesses

پرگویی بیش از حد

unnecessary verbosenesses

پرگویی غیر ضروری

linguistic verbosenesses

پرگویی زبانی

technical verbosenesses

پرگویی فنی

written verbosenesses

پرگویی نوشتاری

verbal verbosenesses

پرگویی شفاهی

clear verbosenesses

پرگویی واضح

common verbosenesses

پرگویی رایج

explanatory verbosenesses

پرگویی توضیحی

formal verbosenesses

پرگویی رسمی

جملات نمونه

his speech was filled with unnecessary verbosenesses.

سخنرانی او مملو از زیاده‌گویی‌های غیرضروری بود.

we need to eliminate the verbosenesses in our report.

ما باید زیاده‌گویی‌ها را در گزارش خود حذف کنیم.

the verbosenesses in her writing made it hard to follow.

زیاده‌گویی‌ها در نوشته‌های او باعث می‌شد دنبال کردن آن دشوار باشد.

he tends to use verbosenesses when explaining simple concepts.

او معمولاً هنگام توضیح مفاهیم ساده از زیاده‌گویی استفاده می‌کند.

reducing verbosenesses can improve clarity in communication.

کاهش زیاده‌گویی‌ها می‌تواند وضوح ارتباطات را بهبود بخشد.

her essay was criticized for its verbosenesses.

مقاله او به دلیل زیاده‌گویی مورد انتقاد قرار گرفت.

verbosenesses can detract from the main point of a discussion.

زیاده‌گویی‌ها می‌توانند از نکته اصلی بحث کم کنند.

we should focus on brevity instead of verbosenesses.

ما باید به جای زیاده‌گویی بر اختصار تمرکز کنیم.

the report was full of unnecessary verbosenesses that confused the readers.

گزارش مملو از زیاده‌گویی‌های غیرضروری بود که باعث سردرگمی خوانندگان شد.

to improve our writing, we must identify and reduce verbosenesses.

برای بهبود نحوه نوشتن خود، ما باید زیاده‌گویی‌ها را شناسایی و کاهش دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید