verifies

[ایالات متحده]/ˈvɛrɪfaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈvɛrɪfaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تأیید یا اعتبارسنجی کردن; برای دقت بررسی یا بازرسی کردن; متقابلاً بررسی کردن یا تأیید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

verifies data

بررسی داده‌ها

verifies identity

بررسی هویت

verifies information

بررسی اطلاعات

verifies accuracy

بررسی دقت

verifies results

بررسی نتایج

verifies claims

بررسی ادعاها

verifies documents

بررسی اسناد

verifies compliance

بررسی انطباق

verifies transactions

بررسی تراکنش‌ها

verifies sources

بررسی منابع

جملات نمونه

the system verifies user credentials before granting access.

سیستم قبل از اعطای دسترسی، اعتبارنامه کاربر را بررسی می‌کند.

the accountant verifies all financial transactions for accuracy.

حسابدار تمام تراکنش‌های مالی را برای اطمینان بررسی می‌کند.

the software verifies the integrity of the files during the update.

نرم‌افزار یکپارچگی فایل‌ها را در طول به‌روزرسانی بررسی می‌کند.

the teacher verifies the students' attendance records each week.

معلم هر هفته سوابق حضور و غیاب دانش‌آموزان را بررسی می‌کند.

the application verifies the user's identity with a security question.

برنامه هویت کاربر را با یک سؤال امنیتی تأیید می‌کند.

the technician verifies the equipment's performance after repairs.

تکنسین عملکرد تجهیزات را پس از تعمیرات بررسی می‌کند.

the bank verifies the authenticity of the documents submitted.

بانک اصالت اسناد ارسالی را تأیید می‌کند.

the program verifies data input to prevent errors.

برنامه داده‌های ورودی را برای جلوگیری از خطاها تأیید می‌کند.

the researcher verifies the findings through multiple experiments.

محقق یافته‌ها را از طریق آزمایش‌های متعدد تأیید می‌کند.

the app verifies the location using gps technology.

برنامه مکان را با استفاده از فناوری GPS تأیید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید