vesicants

[ایالات متحده]/ˈvɛsɪkənt/
[بریتانیا]/ˈvɛsɪkənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که تاول ایجاد می‌کند؛ ماده‌ای که کف ایجاد می‌کند
adj. ایجاد کننده تاول؛ ایجاد کننده کف

عبارات و ترکیب‌ها

chemical vesicant

عامل تاول‌زا

vesicant agent

عامل تاول‌زا

vesicant exposure

قرار گرفتن در معرض تاول‌زا

vesicant effects

اثرات تاول‌زا

vesicant properties

ویژگی‌های تاول‌زا

vesicant solution

راه حل تاول‌زا

vesicant response

واکنش تاول‌زا

vesicant treatment

درمان تاول‌زا

vesicant risks

خطرات تاول‌زا

جملات نمونه

vesicant agents can cause severe skin blisters.

عوامل وِسیکانت می‌توانند باعث ایجاد تاول‌های شدید پوستی شوند.

healthcare workers must be cautious when handling vesicants.

بهداشتکاران باید هنگام کار با وِسیکانت‌ها محتاط باشند.

some chemotherapy drugs are classified as vesicants.

برخی از داروهای شیمی درمانی به عنوان وِسیکانت طبقه‌بندی می‌شوند.

it is important to know the properties of vesicants.

دانستن خواص وِسیکانت‌ها مهم است.

accidental exposure to a vesicant can be dangerous.

قرار گرفتن تصادفی در معرض وِسیکانت می‌تواند خطرناک باشد.

proper disposal of vesicants is crucial for safety.

دفع مناسب وِسیکانت‌ها برای ایمنی بسیار مهم است.

vesicant reactions may require immediate medical attention.

واکنش‌های وِسیکانت ممکن است نیاز به توجه فوری پزشکی داشته باشد.

training on vesicant handling is essential for staff.

آموزش در مورد نحوه برخورد با وِسیکانت‌ها برای کارکنان ضروری است.

vesicants can lead to long-term skin damage.

وِسیکانت‌ها می‌توانند منجر به آسیب طولانی مدت به پوست شوند.

understanding vesicant effects is vital in oncology.

درک اثرات وِسیکانت‌ها در سرطان‌شناسی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید