vibraharp

[ایالات متحده]/ˈvaɪbrəhɑːp/
[بریتانیا]/ˈvaɪbrəhɑrp/

ترجمه

n. ابزاری موسیقی مشابه ویبرفون
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

vibraharp player

نوازنده ویبراهارپ

vibraharp music

موسیقی ویبراهارپ

vibraharp sound

صدای ویبراهارپ

vibraharp performance

اجرای ویبراهارپ

vibraharp solo

قطعه تک‌نوازی ویبراهارپ

vibraharp ensemble

اجرا گروهی ویبراهارپ

vibraharp technique

تکنیک ویبراهارپ

vibraharp class

کلاس ویبراهارپ

vibraharp notes

نت‌های ویبراهارپ

vibraharp teacher

معلم ویبراهارپ

جملات نمونه

the vibraharp produces a unique sound that captivates the audience.

ویبراهارپ صدایی منحصر به فرد تولید می‌کند که مخاطبان را مجذوب خود می‌کند.

she learned to play the vibraharp in her music class.

او یاد گرفت ویبراهارپ را در کلاس موسیقی خود بنوازد.

the vibraharp is often used in jazz and classical music.

ویبراهارپ اغلب در موسیقی جاز و کلاسیک استفاده می‌شود.

he showcased his vibraharp skills at the talent show.

او مهارت‌های خود در نواختن ویبراهارپ را در مسابقه استعدادها به نمایش گذاشت.

many composers write pieces specifically for the vibraharp.

بسیاری از آهنگسازان قطعاتی را به طور خاص برای ویبراهارپ می‌نویسند.

playing the vibraharp requires both technique and creativity.

نواختن ویبراهارپ هم به تکنیک و هم به خلاقیت نیاز دارد.

the vibraharp adds a rich texture to the musical arrangement.

ویبراهارپ بافت غنی را به تنظیم موسیقی اضافه می‌کند.

she prefers the vibraharp over other percussion instruments.

او ترجیح می‌دهد ویبراهارپ را به سایر سازهای کوبه‌ای ترجیح دهد.

his passion for the vibraharp led him to join a band.

اشتیاق او به ویبراهارپ باعث شد به یک گروه موسیقی بپیوندد.

during the concert, the vibraharp created a mesmerizing atmosphere.

در طول کنسرت، ویبراهارپ فضایی مسحور کننده ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید