| جمع | victualers |
victualer supply
تأمین غذایی
victualer service
خدمات تأمین غذا
victualer business
کسب و کار تأمین غذا
victualer market
بازار تأمین غذا
victualer trade
معاملات تأمین غذا
victualer goods
محصولات غذایی
victualer license
گواهی تأمین غذا
victualer products
محصولات غذایی
victualer regulations
مقررات تأمین غذا
victualer industry
صنعت تأمین غذا
the victualer provided a variety of fresh produce for the market.
تأمینکننده مواد غذایی انواع محصولات تازه را برای بازار فراهم کرد.
as a victualer, he ensured that every meal was prepared with care.
همانطور که تأمینکننده مواد غذایی بود، اطمینان حاصل کرد که هر وعده غذایی با دقت تهیه شود.
the victualer was known for sourcing local ingredients.
تأمینکننده مواد غذایی به خاطر تهیه مواد اولیه محلی شناخته شده بود.
many restaurants rely on a good victualer for their supplies.
بسیاری از رستورانها برای تأمین مواد غذایی خود به یک تأمینکننده مواد غذایی خوب متکی هستند.
she worked as a victualer, delivering goods to various establishments.
او به عنوان تأمینکننده مواد غذایی کار میکرد و کالاها را به مؤسسات مختلف تحویل میداد.
the victualer arranged a special menu for the festival.
تأمینکننده مواد غذایی یک منوی ویژه برای جشنواره ترتیب داد.
he learned the trade of a victualer from his father.
او تجارت تأمینکننده مواد غذایی را از پدرش یاد گرفت.
the victualer's reputation grew as he expanded his business.
شهرت تأمینکننده مواد غذایی با گسترش کسب و کارش افزایش یافت.
she consulted with the victualer about the best seasonal dishes.
او با تأمینکننده مواد غذایی در مورد بهترین غذاهای فصلی مشورت کرد.
the victualer faced challenges during the supply chain disruptions.
تأمینکننده مواد غذایی در طول اختلالات زنجیره تأمین با چالشهایی روبرو شد.
victualer supply
تأمین غذایی
victualer service
خدمات تأمین غذا
victualer business
کسب و کار تأمین غذا
victualer market
بازار تأمین غذا
victualer trade
معاملات تأمین غذا
victualer goods
محصولات غذایی
victualer license
گواهی تأمین غذا
victualer products
محصولات غذایی
victualer regulations
مقررات تأمین غذا
victualer industry
صنعت تأمین غذا
the victualer provided a variety of fresh produce for the market.
تأمینکننده مواد غذایی انواع محصولات تازه را برای بازار فراهم کرد.
as a victualer, he ensured that every meal was prepared with care.
همانطور که تأمینکننده مواد غذایی بود، اطمینان حاصل کرد که هر وعده غذایی با دقت تهیه شود.
the victualer was known for sourcing local ingredients.
تأمینکننده مواد غذایی به خاطر تهیه مواد اولیه محلی شناخته شده بود.
many restaurants rely on a good victualer for their supplies.
بسیاری از رستورانها برای تأمین مواد غذایی خود به یک تأمینکننده مواد غذایی خوب متکی هستند.
she worked as a victualer, delivering goods to various establishments.
او به عنوان تأمینکننده مواد غذایی کار میکرد و کالاها را به مؤسسات مختلف تحویل میداد.
the victualer arranged a special menu for the festival.
تأمینکننده مواد غذایی یک منوی ویژه برای جشنواره ترتیب داد.
he learned the trade of a victualer from his father.
او تجارت تأمینکننده مواد غذایی را از پدرش یاد گرفت.
the victualer's reputation grew as he expanded his business.
شهرت تأمینکننده مواد غذایی با گسترش کسب و کارش افزایش یافت.
she consulted with the victualer about the best seasonal dishes.
او با تأمینکننده مواد غذایی در مورد بهترین غذاهای فصلی مشورت کرد.
the victualer faced challenges during the supply chain disruptions.
تأمینکننده مواد غذایی در طول اختلالات زنجیره تأمین با چالشهایی روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید