viennesesque

[ایالات متحده]//ˌviːənˈesk//
[بریتانیا]//ˌviːənˈesk//

ترجمه

adj. ویژگی وی也نا، به ویژه در سبک قرن نوزدهم میلادی و ابتدای قرن بیستم؛ نمایانگر جو هنر، موسیقی یا فرهنگ کافی‌خانه‌های وی也نا.

عبارات و ترکیب‌ها

viennesesque style

سبک ویenne

viennesesque architecture

معماری ویenne

more viennesesque

بیشتر ویenne

viennesesque design

طراحی ویenne

most viennesesque

بیشترین ویenne

viennesesque aesthetic

دیدگاه زیبایی ویenne

viennesesque interior

دکوراسیون داخلی ویenne

purely viennesesque

کاملاً ویenne

viennesesque building

ساختمان ویenne

جملات نمونه

the architect designed a viennesesque palace featuring grand staircases and ornate stucco decorations.

معمار آن را به گونه‌ای طراحی کرد که شبیه به یک پالاسی وی也نی بود، با پله‌های بزرگ و تزئینات گچ‌کاری‌های زیبا.

his writing style is distinctly viennesesque, marked by psychological depth and a certain cynicism.

سبک نوشتاری او به وضوح وی也نی بود، مشخص شده با عمق روان‌شناختی و یک نوع سیکوتیسم.

we visited a viennesesque coffee house that served tortes and played strauss waltzes.

ما یک کافه‌ای را با طرز وی也نی بازدید کردیم که تورت‌ها را سرو می‌کرد و واتس‌های استراوس را پخش می‌کرد.

the diplomat spoke with a viennesesque formality that impressed the royal court.

دیپلمات با یک رسمیت وی也نی صحبت کرد که دیوان سلطنتی را در جذب کرد.

critics praised the film's viennesesque atmosphere, full of intellectual conversations in dimly lit cafes.

بازیگران از جو وی也نی فیلم تحسین کردند، پر از گفتگوهای فکری در کافه‌های نور کم.

the ballroom featured viennesesque chandeliers and gold-leafed mirrors.

سالن رقص با شمعدان‌های وی也نی و آینه‌های گالوان‌پوشیده تزیین شده بود.

she adopted a viennesesque approach to therapy, focusing on dream analysis.

او رویکردی وی也نی در درمان اتخاذ کرد، با تمرکز بر تحلیل رویاها.

the small square was designed with a viennesesque layout, centered around a statue.

مربع کوچک با یک طرح وی也نی طراحی شد، به دور یک مجسمه مرکزی.

he cultivated a viennesesque charm, kissing hands and bowing deeply.

او یک جذابیت وی也نی را پرورش داد، دست‌ها را چاپ می‌کرد و به شدت سجده می‌کرد.

the city is known for its viennesesque pastries, specifically the apple strudel.

شهر به خاطر نان‌های وی也نی خود معروف است، به ویژه تورت‌های سیب.

the composer’s early symphonies display a heavily viennesesque influence.

سیمфонی‌های اولیه موسیقی‌دان نشان دهنده تأثیر زیادی از وی也نی است.

they recreated a viennesesque salon where poets and musicians gathered weekly.

آن‌ها یک سالن وی也نی را بازسازی کردند که شاعران و موسیقی‌دانان هر هفته در آنجا جمع می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید