vilayets

[ایالات متحده]/ˈvɪl.ə.ɪt/
[بریتانیا]/ˈvɪl.eɪ.et/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در امپراتوری عثمانی سابق) یک استان یا منطقه اداری بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

vilayet region

منطقه ویلايت

vilayet council

شورای ویلايت

vilayet governor

استاندار ویلايت

vilayet boundaries

مرزهای ویلايت

vilayet capital

پايتخت ویلايت

vilayet administration

اداره ویلايت

vilayet territory

سرزمین ویلايت

vilayet history

تاریخچه ویلايت

vilayet officials

مسئولين ویلايت

vilayet population

جمعيت ویلايت

جملات نمونه

the vilayet was known for its rich cultural heritage.

اوایلت به خاطر میراث فرهنگی غنی خود شناخته شده بود.

many historical landmarks can be found in the vilayet.

بسیاری از مکان‌های تاریخی را می‌توان در اوایلت یافت.

the governor of the vilayet addressed the public today.

استاندار اوایلت امروز با مردم صحبت کرد.

tourists flock to the vilayet for its beautiful landscapes.

گردشگران به دلیل مناظر زیبایش به اوایلت هجوم می آورند.

the vilayet has a diverse population with various ethnic groups.

اوایلت دارای جمعیتی متنوع با اقوام مختلف است.

education in the vilayet has improved significantly over the years.

آموزش در اوایلت در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

local cuisine in the vilayet is a must-try for visitors.

غذاهای محلی اوایلت برای بازدیدکنندگان یک تجربه ضروری است.

the vilayet's economy is largely based on agriculture.

اقتصاد اوایلت عمدتاً بر پایه کشاورزی است.

infrastructure development is a priority for the vilayet's government.

توسعه زیرساخت‌ها اولویت دولت اوایلت است.

the vilayet celebrates its annual festival with great enthusiasm.

اوایلت با شور و شوق فراوان جشن سالانه خود را جشن می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید