vitrifying

[ایالات متحده]/ˈvɪtrɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɪtrɪfaɪɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند تبدیل شدن به شیشه یا ماده‌ای شبیه شیشه

عبارات و ترکیب‌ها

vitrifying process

فرآیند شیشه سازی

vitrifying agent

عامل شیشه ساز

vitrifying temperature

دمای شیشه سازی

vitrifying phase

فاز شیشه سازی

vitrifying material

مواد شیشه ساز

vitrifying technique

تکنیک شیشه سازی

vitrifying reaction

واکنش شیشه سازی

vitrifying conditions

شرایط شیشه سازی

vitrifying method

روش شیشه سازی

vitrifying properties

خواص شیشه سازی

جملات نمونه

the process of vitrifying clay improves its durability.

فرآیند شیشه‌سازی خاک رس باعث بهبود دوام آن می‌شود.

scientists are exploring methods for vitrifying nuclear waste.

دانشمندان در حال بررسی روش‌هایی برای شیشه‌سازی پسماند هسته‌ای هستند.

vitrifying glass can create stunning art pieces.

شیشه‌سازی شیشه می‌تواند آثار هنری خیره‌کننده‌ای ایجاد کند.

the technique of vitrifying helps in preserving artifacts.

تکنیک شیشه‌سازی به حفظ آثار باستانی کمک می‌کند.

vitrifying processes are essential in modern ceramics.

فرآیندهای شیشه‌سازی در سرامیک‌های مدرن ضروری هستند.

they are experimenting with vitrifying different materials.

آنها در حال آزمایش شیشه‌سازی مواد مختلف هستند.

vitrifying can enhance the aesthetic qualities of pottery.

شیشه‌سازی می‌تواند ویژگی‌های زیبایی‌شناختی گلدان را افزایش دهد.

vitrifying techniques are used in glass manufacturing.

تکنیک‌های شیشه‌سازی در تولید شیشه استفاده می‌شوند.

the artist specializes in vitrifying techniques for sculptures.

هنرمند در تکنیک‌های شیشه‌سازی برای مجسمه‌ها تخصص دارد.

vitrifying materials often results in a smoother finish.

مواد شیشه‌سازی اغلب منجر به یک سطح صاف‌تر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید