vitrioled surface
سطح شیشه ای
vitrioled layer
لایه شیشه ای
vitrioled finish
پوشش شیشه ای
vitrioled glass
شیشه ای
vitrioled coating
روکش شیشه ای
vitrioled material
مواد شیشه ای
vitrioled texture
بافت شیشه ای
vitrioled effect
اثر شیشه ای
vitrioled product
محصول شیشه ای
his vitrioled speech left everyone in shock.
سخنرانی آمیخته به نفرت او باعث شد همه شوکه شوند.
the vitrioled comments on social media were harsh.
نظرات آمیخته به نفرت در رسانه های اجتماعی تند بودند.
she responded to the vitrioled criticism with grace.
او با وقار به انتقادات آمیخته به نفرت پاسخ داد.
the debate turned vitrioled as tensions rose.
همانطور که تنش ها افزایش یافت، بحث به سمت آمیخته به نفرت تغییر کرد.
his vitrioled remarks caused a stir in the meeting.
اظهارات آمیخته به نفرت او باعث ایجاد جنجال در جلسه شد.
vitrioled exchanges often escalate quickly.
تبادل نظر آمیخته به نفرت اغلب به سرعت تشدید می شود.
the article was filled with vitrioled language.
مقاله پر از زبانی آمیخته به نفرت بود.
vitrioled debates can hinder productive discussions.
بحث های آمیخته به نفرت می توانند بحث های سازنده را مختل کنند.
his vitrioled attitude alienated his colleagues.
حرف و عمل آمیخته به نفرت او باعث بیگانگی همکارانش شد.
they engaged in a vitrioled exchange of ideas.
آنها در یک تبادل نظر آمیخته به نفرت با یکدیگر به بحث پرداختند.
vitrioled surface
سطح شیشه ای
vitrioled layer
لایه شیشه ای
vitrioled finish
پوشش شیشه ای
vitrioled glass
شیشه ای
vitrioled coating
روکش شیشه ای
vitrioled material
مواد شیشه ای
vitrioled texture
بافت شیشه ای
vitrioled effect
اثر شیشه ای
vitrioled product
محصول شیشه ای
his vitrioled speech left everyone in shock.
سخنرانی آمیخته به نفرت او باعث شد همه شوکه شوند.
the vitrioled comments on social media were harsh.
نظرات آمیخته به نفرت در رسانه های اجتماعی تند بودند.
she responded to the vitrioled criticism with grace.
او با وقار به انتقادات آمیخته به نفرت پاسخ داد.
the debate turned vitrioled as tensions rose.
همانطور که تنش ها افزایش یافت، بحث به سمت آمیخته به نفرت تغییر کرد.
his vitrioled remarks caused a stir in the meeting.
اظهارات آمیخته به نفرت او باعث ایجاد جنجال در جلسه شد.
vitrioled exchanges often escalate quickly.
تبادل نظر آمیخته به نفرت اغلب به سرعت تشدید می شود.
the article was filled with vitrioled language.
مقاله پر از زبانی آمیخته به نفرت بود.
vitrioled debates can hinder productive discussions.
بحث های آمیخته به نفرت می توانند بحث های سازنده را مختل کنند.
his vitrioled attitude alienated his colleagues.
حرف و عمل آمیخته به نفرت او باعث بیگانگی همکارانش شد.
they engaged in a vitrioled exchange of ideas.
آنها در یک تبادل نظر آمیخته به نفرت با یکدیگر به بحث پرداختند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید