vitrioled

[ایالات متحده]/ˈvɪtrɪəʊld/
[بریتانیا]/ˈvɪtrɪoʊld/

ترجمه

n. اسید سولفوریک; سولفات; remark نیشدار
v. با اسید سولفوریک درمان کردن; با remarks نیشدار آسیب رساندن

عبارات و ترکیب‌ها

vitrioled surface

سطح شیشه ای

vitrioled layer

لایه شیشه ای

vitrioled finish

پوشش شیشه ای

vitrioled glass

شیشه ای

vitrioled coating

روکش شیشه ای

vitrioled material

مواد شیشه ای

vitrioled texture

بافت شیشه ای

vitrioled effect

اثر شیشه ای

vitrioled product

محصول شیشه ای

جملات نمونه

his vitrioled speech left everyone in shock.

سخنرانی آمیخته به نفرت او باعث شد همه شوکه شوند.

the vitrioled comments on social media were harsh.

نظرات آمیخته به نفرت در رسانه های اجتماعی تند بودند.

she responded to the vitrioled criticism with grace.

او با وقار به انتقادات آمیخته به نفرت پاسخ داد.

the debate turned vitrioled as tensions rose.

همانطور که تنش ها افزایش یافت، بحث به سمت آمیخته به نفرت تغییر کرد.

his vitrioled remarks caused a stir in the meeting.

اظهارات آمیخته به نفرت او باعث ایجاد جنجال در جلسه شد.

vitrioled exchanges often escalate quickly.

تبادل نظر آمیخته به نفرت اغلب به سرعت تشدید می شود.

the article was filled with vitrioled language.

مقاله پر از زبانی آمیخته به نفرت بود.

vitrioled debates can hinder productive discussions.

بحث های آمیخته به نفرت می توانند بحث های سازنده را مختل کنند.

his vitrioled attitude alienated his colleagues.

حرف و عمل آمیخته به نفرت او باعث بیگانگی همکارانش شد.

they engaged in a vitrioled exchange of ideas.

آنها در یک تبادل نظر آمیخته به نفرت با یکدیگر به بحث پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید