vivacities

[ایالات متحده]/vɪˈvæsɪtiz/
[بریتانیا]/vɪˈvæsɪtiz/

ترجمه

n. شادابی; خوشحالی; انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

urban vivacities

شوق‌های شهری

cultural vivacities

شوق‌های فرهنگی

social vivacities

شوق‌های اجتماعی

artistic vivacities

شوق‌های هنری

local vivacities

شوق‌های محلی

youthful vivacities

شوق‌های جوانی

economic vivacities

شوق‌های اقتصادی

natural vivacities

شوق‌های طبیعی

intellectual vivacities

شوق‌های فکری

global vivacities

شوق‌های جهانی

جملات نمونه

her vivacities brought life to the party.

شوخ طبعی او زندگی را به مهمانی آورد.

the child's vivacities made everyone smile.

شوخ طبعی کودک باعث لبخند روی چهره همه شد.

he admired her vivacities and enthusiasm.

او شوخ طبعی و شور و اشتیاق او را تحسین کرد.

vivacities in her speech captured the audience's attention.

شوخ طبعی در سخنان او توجه مخاطبان را به خود جلب کرد.

the team's vivacities were evident during the match.

شوخ طبعی تیم در طول مسابقه آشکار بود.

they celebrated with vivacities and joy.

آنها با شوخ طبعی و شادی جشن گرفتند.

her vivacities were infectious, lifting everyone's spirits.

شوخ طبعی او مسری بود و روحیه همه را بالا می برد.

in her art, vivacities are expressed through vibrant colors.

در هنر او، شوخ طبعی از طریق رنگ های زنده بیان می شود.

his vivacities were a refreshing change in the dull meeting.

شوخ طبعی او یک تغییر دلپذیر در جلسه کسل کننده بود.

she approached life with vivacities that inspired others.

او با شوخ طبعی به زندگی نگاه کرد که دیگران را الهام بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید