vivarium

[ایالات متحده]/vɪˈveə.ri.əm/
[بریتانیا]/vaɪˈveə.ri.əm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک محیط کنترل شده برای نگهداری حیوانات یا گیاهان به منظور مطالعه یا نمایش؛ یک ظرف شیشه‌ای که شرایط طبیعی را برای حیوانات شبیه‌سازی می‌کند
Word Forms
جمعvivariums

عبارات و ترکیب‌ها

animal vivarium

زیستگاه حیوانی

aquatic vivarium

زیستگاه آبزی

terrestrial vivarium

زیستگاه زمینی

vivarium design

طراحی زیستگاه

vivarium maintenance

نگهداری از زیستگاه

vivarium setup

راه اندازی زیستگاه

vivarium species

گونه های زیستگاه

vivarium research

تحقیقات زیستگاه

vivarium habitat

زیستگاه زیستگاه

vivarium project

پروژه زیستگاه

جملات نمونه

the vivarium was filled with various species of reptiles.

تanks با گونه‌های مختلف خزندگان پر شده بود.

researchers use a vivarium to study animal behavior.

محققان از تانک برای مطالعه رفتار حیوانات استفاده می‌کنند.

we need to clean the vivarium regularly to maintain hygiene.

ما باید به طور منظم تانک را برای حفظ بهداشت تمیز کنیم.

the vivarium provides a controlled environment for plants.

تانک یک محیط کنترل شده برای گیاهان فراهم می‌کند.

students visited the vivarium to learn about ecosystems.

دانشجویان از تانک بازدید کردند تا در مورد اکوسیستم‌ها بیاموزند.

in the vivarium, we observed the life cycle of frogs.

در تانک، چرخه زندگی قورباغه‌ها را مشاهده کردیم.

setting up a vivarium requires careful planning and resources.

راه‌اندازی یک تانک نیاز به برنامه‌ریزی و منابع دقیق دارد.

the vivarium's temperature must be monitored closely.

دمای تانک باید به دقت کنترل شود.

he spent hours arranging the plants in the vivarium.

او ساعت‌ها وقت خود را صرف مرتب کردن گیاهان در تانک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید